«شاید دنیا به اندازهیِ نگاهِ توست.»(کپ)
آیا تا به حال به این فکر کرده ای که جهان دقیقا آن چیزی نیست که هست،بلکه آن چیزی است که ما از دریچه ی نگاهمان میبینیم؟هر حسی که امروز به دل داری—ترس،نفرت،یا حتی دلتنگی—ریشه در همان «زاویه دیدی» دارد که انتخاب کرده ای.ما اغلب گمان میکنیم احساساتمان بر ما تحمیل شده اند و چاره ای جز پذیرش آن ها نداریم،اما حقیقت این است که اینها محصول «نوع نگاه» ما هستند.
اگر از چیزی می ترسی، به خواطر لنزی است که برای دیدن آن انتخاب کرده ای.اگر از چیزی متنفری،این سایه ای است که همان زاویه نگاه روی قلبت انداخته است:تو محکوم به آن نگاه اولیه نیستی.
تغییر دیدگاه به معنی نادیده گرفتن واقعیت نیست،بلکه به معنای بازنویسی «معنای» آن واقعیت برای خودت است.وقتی آگاهانه عینک نگاهت را کمی جا به جا کنی،میبینی که دیوار بلند نفرت،میتواند پله ای برای رسیدن به درک تبدیل شود؛و ترس هایت،اگر از زاویه دیگر نگریسته شوند،میتوانند به احترام یا احتیاطی آرامبخش تغییر شکل دهند .
تو این قدرت را داری که حتی غیر ممکن ها را تغییر دهی.تو میتوانی از چیزی که امروز فراری هستی ،فردایی بسازی که با آن کنار آمده ای یا حتی دوستش داری.گاهی برای رهایی ،نیازی نیست دنیا را عوض کنی؛فقط کافی است کمی عقب تر بایستی،و از زاویه جدید به ماجرا نگاه کنی.
این یعنی تو،صاحب اصلی دنیای درونت هستی.
نظرات (۲۴)