اسلاید شماره 32 . هامایای – هم دوره ایلامی ها . مجموعه ساحره های باورناپذیر .
هامایای – هم دوره ایلامی ها . ساحره های باور ناپذیر .
هامایای – هم دوره ایلامی ها .
ساحره های باورناپذیر
در زمان های دور و بسیار دور ها – هوی – های – هو – هی در معبدی در دوران ایلامی ها .
ها به هوی گفت یادش بخیر تا باشد همین باشد چه بزرگواری است سازنده معبد .
هو به های گفت بشود شاید هم نشود یادش گرامی باشد .
های به هی گفت ما باید این ها را پاس بداریم .
یاد گذشتگان را .
قصه از چه قرار ؟
قرار از این قرار که هامایای بزرگ از بزرگ خاندان هامایای هی می گفت پاس بدارید این روز های بسیار بزرگ را در این سرزمین های اطرافمان خبری در راه است .
خبرها زودتر از آن چه که تصور می کنید به ذهن فرابشر و در کل سیاره امان می رسد .
همه حرفش را جدی می گرفتند . هی می گفتند حرف همه حرف اوست .یاد اوست .در ذهن و خاطره او می ماند .
که حتی مادر فولادزره و ننه سرما در گذر از ازمان در آن دروان ( دوره ایلامی ها ) هم هامایای را جدی و او را در مراسم های مختلف دعوت .
دعوت ها در زمان همه کار هامایای بود و خودش هم در گذر از زمان سرآمد .
نه این که در آن دوران مادر فولاد زره و ننه سرما نداشته باشند .
روزی از روز ها در یکی از مراسم ها هامایای درخور یک کار خارق العاده جای هوی و هو را عوض در یک چشم به هم زدن .
که حتی در دوره های بعد هم کار هامایای مورد پسند قرار گرفت و هنوز که هنوزه از او یاد می شود .
بیرون ، درون ، شاید برون در سوی افق نزدیک همه و همه در پی یافتن اسرار هامایای هستند .
تانیا در آن مراسم حضور که از هامایای جا به جایی را سوال و او به تانیا در جدولی چنین می گوید :
ورد جا به جایی : مِیتورا موتوا شینی پِرا در هنگام دیدن ریف 2 و ردیف 4 .
رضا علیاری .
پخش تراکت تهران .
09211796125 .
نظرات (۱)