رمان ابکی عشقه بین پرنس و پسر پارت هفتم ( نظر دادن فراموش نشه)

۴ نظر گزارش تخلف
Reyhaneh
Reyhaneh

پارت هفتم
پوند
ـ پووین اصلا معلومه کجاییی
ـ همینجا داشتم به حرف هات گوش می دادم دیگه
ـ می گم اینجا نیستی چه حرفی چه کشکی خوبی تب نداری واقعا
ـ ام چیزه میدونی
ـ بابا جون به لبم داری می کنی ( راستش تموم استرس پوند برای این بود که نکنه پووین نخواد دیگه با پوند دوست باشه اخه پووین بعد جونگ تنها کسی بود که کنارش بود رتبه پوند حتی از جونگ تو قلب پوند هم بالاتر بود چون پوند به پووین علاقه داشت علاقه ای که نمی تونست به هیچ کس بگه اگه شاید مادرش بود به او می گفت ولی پوند تاحالا نه مهر پدری دیده بود نه مهر مادری و برای همه ی این ها خودش رو مقصر میدونست نه کس دیگه ای رو )
ـ بابا نگران نباش پوند یکم فقدر ذهنم مشغوله همین
ـ باز اتفاقی افتاده میخوای به من بگی چی شده
ـ میگم هیچی نیست پوند میفهمی
ـ باشه اروم باش من اشتباه کردمم همین پووین کجا میری دارم باهات صحبت می کنم
ـ دارم میرم خونه بعدا صحبت می کنیم
ـ پووین صبر کن
این رفتار پووین خیلی عجیب بود هم برای پوند هم برای خودش پووین خودش رو برای همچین رفتاری با پوند سر زنش میکرد چون اون تنها کسی بود که به حرف هاش و مسخره بازی هاش پووین می خندید و پووین اون رو واقعا مثل رفیق می دونست تا اینکه همه چی بهم ریخت یدفعه ........

نظرات (۴)

Loading...

توضیحات

رمان ابکی عشقه بین پرنس و پسر پارت هفتم ( نظر دادن فراموش نشه)

۱۴ لایک
۴ نظر

پارت هفتم
پوند
ـ پووین اصلا معلومه کجاییی
ـ همینجا داشتم به حرف هات گوش می دادم دیگه
ـ می گم اینجا نیستی چه حرفی چه کشکی خوبی تب نداری واقعا
ـ ام چیزه میدونی
ـ بابا جون به لبم داری می کنی ( راستش تموم استرس پوند برای این بود که نکنه پووین نخواد دیگه با پوند دوست باشه اخه پووین بعد جونگ تنها کسی بود که کنارش بود رتبه پوند حتی از جونگ تو قلب پوند هم بالاتر بود چون پوند به پووین علاقه داشت علاقه ای که نمی تونست به هیچ کس بگه اگه شاید مادرش بود به او می گفت ولی پوند تاحالا نه مهر پدری دیده بود نه مهر مادری و برای همه ی این ها خودش رو مقصر میدونست نه کس دیگه ای رو )
ـ بابا نگران نباش پوند یکم فقدر ذهنم مشغوله همین
ـ باز اتفاقی افتاده میخوای به من بگی چی شده
ـ میگم هیچی نیست پوند میفهمی
ـ باشه اروم باش من اشتباه کردمم همین پووین کجا میری دارم باهات صحبت می کنم
ـ دارم میرم خونه بعدا صحبت می کنیم
ـ پووین صبر کن
این رفتار پووین خیلی عجیب بود هم برای پوند هم برای خودش پووین خودش رو برای همچین رفتاری با پوند سر زنش میکرد چون اون تنها کسی بود که به حرف هاش و مسخره بازی هاش پووین می خندید و پووین اون رو واقعا مثل رفیق می دونست تا اینکه همه چی بهم ریخت یدفعه ........