پارت-۵۴

بسته‌شد
بسته‌شد

کـل ایـن شـهـر میدونن
مـا پـای هـم هـسـتـیـم
عـاشـقـونـه بـاز صـدا کـن اسـمـمـو
تـوی هـر جـمـعـی نـشـسـتـی بـگـو
دوسـت دارم عـــشـــقـــمـــو
عـاشـقـونه بـاز نـگـاه کـن عـشـقـتو
پـرسـیـدن دلـت کـجـاسـت بـگـو دادی بـه مـن یـهـو
"پرستو-شیرین"
همه برام دست زدنو صوفیا ماچم کرد:وااای چقدر صدات قشنگععععععع مگه نع نامی؟
نامی:ارهه خیلی قشنگهههه
-مرسی صوفیا جون
صوفی:حالا مخاطبش کی بود؟
-بلهههه؟
صوفیا:هر اهنگی یه مخاطب داره مخاطب تو کیه؟
-وااا ینی همه خواننده ها که از خیانت میخونن بهشون خیانت شده؟
صوفیا خنده ای میکنع:باشه باشه عزیزم تو بردی و باز یه ماچ دیگه ام میکنه
-خوب دیگه کسی نمیخونه؟
بنی:من!
اریا گیتارو داد دستشو بنی شروع کرد:

یـه دریـاعـو و دو تـا دل اخ یـه اتـیـش لـب سـاحـل
چـشـای روشـنـت مـیـتـابـه مـثـل یـه مـاه کـامـل
نـگـات مـیـده مـنـو دق اخ دوتـامـون تـوی قـایـق
امـون از تـو امـون از مـن امـون از دل عـاشـق
بـیـا پـیـشم حـالـا یـکـمی تـو راه بـیـا بـا مـا
انـقـدره خـوبـی کـه بـردی دلـمـو هـزار جـا
چـشـای تـو سـخـت گـرفـتـه قـلـبـمـو راحـت
یـکـی اومـده کـه ایـن دلـمـو بـه حـرف گـرفـتـه
بـهـت قـول داده بـودم دلـم واسـه تـو بـاشـه
مـن قـول قـرارم بـا تـو هـر روز سـر جـاشـه
تـنـهـا تـویـی کـه بـه دلـم مـیـشـیـنـه حـسـت
واسـه ایـنـه کـه شـیـش دونـگ دلـم خـرده بـه اسمت

نظرات

نماد کانال
نظری برای نمایش وجود ندارد.

توضیحات

پارت-۵۴

۱ لایک
۰ نظر

کـل ایـن شـهـر میدونن
مـا پـای هـم هـسـتـیـم
عـاشـقـونـه بـاز صـدا کـن اسـمـمـو
تـوی هـر جـمـعـی نـشـسـتـی بـگـو
دوسـت دارم عـــشـــقـــمـــو
عـاشـقـونه بـاز نـگـاه کـن عـشـقـتو
پـرسـیـدن دلـت کـجـاسـت بـگـو دادی بـه مـن یـهـو
"پرستو-شیرین"
همه برام دست زدنو صوفیا ماچم کرد:وااای چقدر صدات قشنگععععععع مگه نع نامی؟
نامی:ارهه خیلی قشنگهههه
-مرسی صوفیا جون
صوفی:حالا مخاطبش کی بود؟
-بلهههه؟
صوفیا:هر اهنگی یه مخاطب داره مخاطب تو کیه؟
-وااا ینی همه خواننده ها که از خیانت میخونن بهشون خیانت شده؟
صوفیا خنده ای میکنع:باشه باشه عزیزم تو بردی و باز یه ماچ دیگه ام میکنه
-خوب دیگه کسی نمیخونه؟
بنی:من!
اریا گیتارو داد دستشو بنی شروع کرد:

یـه دریـاعـو و دو تـا دل اخ یـه اتـیـش لـب سـاحـل
چـشـای روشـنـت مـیـتـابـه مـثـل یـه مـاه کـامـل
نـگـات مـیـده مـنـو دق اخ دوتـامـون تـوی قـایـق
امـون از تـو امـون از مـن امـون از دل عـاشـق
بـیـا پـیـشم حـالـا یـکـمی تـو راه بـیـا بـا مـا
انـقـدره خـوبـی کـه بـردی دلـمـو هـزار جـا
چـشـای تـو سـخـت گـرفـتـه قـلـبـمـو راحـت
یـکـی اومـده کـه ایـن دلـمـو بـه حـرف گـرفـتـه
بـهـت قـول داده بـودم دلـم واسـه تـو بـاشـه
مـن قـول قـرارم بـا تـو هـر روز سـر جـاشـه
تـنـهـا تـویـی کـه بـه دلـم مـیـشـیـنـه حـسـت
واسـه ایـنـه کـه شـیـش دونـگ دلـم خـرده بـه اسمت