امضای ۲ نفره|نویسنده پیشی|پارت ۳ کپشن
دوهفته ای میشه از کار کردنم توی شرکت میگذره ؛؛
بلاخره یه جا استخدام شدم
از اون روز به بعد حتی یه بار هم هانی رو ندیدم
پس چرا بهم گفت خوشحال میشه کار کنم
اونم یه دروغگو عه*میا جان مدیر عامل شرکته نامه هم نامه کاری نه نامه عاشقانه*
خودم رو روی صندلی اتاقم پرت میکنم
که در با تقه ای باز میشه
فکر میکردم هانی عه
-سلام
جواب سلام یوکی رو میدم
-امروز چطور بوده پیشی؟
-به توووو چههه برو بیرون از اتاقم
-چرا اخلاقت سگی شده پیشی؟!
-یوکی بنظرت چرا هانی نمیاد منو ببینه؟؟
با این حرفم یوکی میزنه زیر خنده و روی میز میشینه
-به چی میخندی عنتر؟
-میا مگه دوستته که بیاد دیدنت؟؟
لب و لوچم رو اویزون میکنم و میگم
-اخه توی پاکتی که بهم داد گفت خوشحال میشه برای شرکت پدرش کار کنم
یوکی با انگشتش اروم روی پیشونی م میزنه و میره سمت در
-میا اون فقط یه متن برای قبولی تو داخل شرکت بوده؛؛نه هیچ چیز دیگه ای دلت رو خوش نکن و به فکر درست کار کردن
باش؛؛
و بعدش از اتاقم میره بیرون
حق با یوکی بود ...
من فقط کارمند بودم و اون دختر رییس شرکت
نظرات (۳۸)