ادامه P13⁷

☆☆BL♡FAN☆☆  فیک teach me اپ میشه( حمایتتتتتت کنید)

فلیکس تصمیم گرفته بود آخرین شب تعطیلاتش رو با هیونجین بگذرونه چون می‌دونست به زودی موج عظیمی از درس و تمرین بهش برخورد می‌کنه و شاید نتونه انقدری که دلش می‌خواد هیونجین رو ببینه. برنامه عجیب و غریبی برای دیتشون نریخته بود. دلش می‌خواست فیلم جدید پارک بوگوم رو توی سینما ببینه، کنار رودخونه هان قدم بزنه، رامیون تند بخوره و بعدش بستنی خنک و البته که هیونجین رو ببوسه. الان که فکر می‌کرد بقیه پلن انقدری براش مهم نبود که بوسیدن هیونجین و گرفتن دست‌هاش و البته تماشای چشم‌های مسخ‌کننده‌اش وقتی موهای جدید فلیکس رو می‌بینه.

ذهن فلیکس از صبح تا حالا هزار بار به مکالمه مینهو و مامانش برگشته بود و هر بار افکار مزاحمش درباره اینکه اگر مینهو راجع به رابطه‌شون بفهمه، چه ریکشنی قراره نشون بده رو با فکر به اینکه هیونجین گفته پارتتری داره که عاشقشه و دم هر چی مزاحم توی محل کارش هست رو فیچی کرده، پس زد فلیکس حدس می‌زد می و هیونجین با چهره و قد و بالای.. که داره، تو محل کارش، محبوب باشن. و بالایی که دارن توی محل کارشون محبوب باشن و حالا با توی رابطه رفتن مینهو، همه توجهات فقط و فقط معطوف به هیونجین باشه. مخصوصا که هیونجین در مقابل غریبه‌ها به طرز مromوزی ساکت بود و باعث می‌شد هر غریبه‌ای دلش بخواد ازش سر دربیاره. فلیکس همه اینا رو می‌دونست اما دلیلی نمی‌شد که جسیکایی که نمی‌دونست چه شکلیه تبدیل به دشمن اصلیش نشه. به چه حقی به هیونجین من پیشنهاد دادی زنیکه زشت؟ و اصلا براش مهم نبود دختره زشت هست یا نه
ادامه پست بعدی....

نظرات

نماد کانال
نظری برای نمایش وجود ندارد.

توضیحات

ادامه P13⁷

۱۰ لایک
۰ نظر

فلیکس تصمیم گرفته بود آخرین شب تعطیلاتش رو با هیونجین بگذرونه چون می‌دونست به زودی موج عظیمی از درس و تمرین بهش برخورد می‌کنه و شاید نتونه انقدری که دلش می‌خواد هیونجین رو ببینه. برنامه عجیب و غریبی برای دیتشون نریخته بود. دلش می‌خواست فیلم جدید پارک بوگوم رو توی سینما ببینه، کنار رودخونه هان قدم بزنه، رامیون تند بخوره و بعدش بستنی خنک و البته که هیونجین رو ببوسه. الان که فکر می‌کرد بقیه پلن انقدری براش مهم نبود که بوسیدن هیونجین و گرفتن دست‌هاش و البته تماشای چشم‌های مسخ‌کننده‌اش وقتی موهای جدید فلیکس رو می‌بینه.

ذهن فلیکس از صبح تا حالا هزار بار به مکالمه مینهو و مامانش برگشته بود و هر بار افکار مزاحمش درباره اینکه اگر مینهو راجع به رابطه‌شون بفهمه، چه ریکشنی قراره نشون بده رو با فکر به اینکه هیونجین گفته پارتتری داره که عاشقشه و دم هر چی مزاحم توی محل کارش هست رو فیچی کرده، پس زد فلیکس حدس می‌زد می و هیونجین با چهره و قد و بالای.. که داره، تو محل کارش، محبوب باشن. و بالایی که دارن توی محل کارشون محبوب باشن و حالا با توی رابطه رفتن مینهو، همه توجهات فقط و فقط معطوف به هیونجین باشه. مخصوصا که هیونجین در مقابل غریبه‌ها به طرز مromوزی ساکت بود و باعث می‌شد هر غریبه‌ای دلش بخواد ازش سر دربیاره. فلیکس همه اینا رو می‌دونست اما دلیلی نمی‌شد که جسیکایی که نمی‌دونست چه شکلیه تبدیل به دشمن اصلیش نشه. به چه حقی به هیونجین من پیشنهاد دادی زنیکه زشت؟ و اصلا براش مهم نبود دختره زشت هست یا نه
ادامه پست بعدی....