تو غمگینی ولی تا حالا به زندگی زرافه ها دقت کردی ؟
سلام ... فندق صحبت میکنه !
وقتی در نماشارو باز کردم یه خانم با لباس آبی به اسم ثمین اونی ازم پذیرایی کرد و با هم آشنا شدیم ...
بعدش با گل پیونی قشنگم لعبت آشنا شدم و برام پناهگاه شد =) یادت نره یکی داره پا به پات میجنگه !
عشقم نیکی معروف به عباس آقا به زندگیم رنگ بخشید =] ای عباس عقابی ، امید تیم مایی !
با یه اکیپ اکلیلی شامل مینسو و سوبین و لارا و هیدو و محیا آشنا شدم !
ملو چینگویی بود که با هم سر کباب و دمپایی دعوا میکردیم ^^ کبابامو نخوریا !!!
با کوثر نیمچه شاعرم آشنا شدم ... امیدوارم یه کتاب شعر بنویسی !
دنیل و یارا دخترام شدن و ملودی افتخار داد و خواهر کوچولوم شد و من پدر پائو شدم :) خانواده کوچکم خوب زندگی کنید !
میکسور های زیادی بودن که اینجا رو با میکساشون قشنگ میکردن مثل باهینی و مینا و شمیم و نرگس و فاطی میکس عزیز ! امیدوارم هنوزم میکساتون ببینم ^^
یوگی عزیزم و سید باحالم و غزل بانو و کوثر محجبه و خوش اخلاقم و اونی مهربونم (shpopf) و فاطمه (iushee) و شکلات عزیز رو هرگز فراموش نمیکنم :)
اگه اسم عزیزی رو فراموش کردم معذرت میخوام !
مرسی که اینجارو با بودنتون قشنگ کردید ولی متاسفم و معذرت میخوام که باید خداحافظی کنم ! این متن فقط برای یادآوری و تشکر ازتون بود :")))
دوستدار شما : فندق !
نظرات (۳۲)