کپ
تا اخر بخونید پلیز یکم حال و هواتون عوض شه
امرو اولین جلسه زبانم تو بوشهر بود(متاسفانه)
دیشب تا چهار بیدار بودم بهد ساعت نه پاشدم که ده برم طراحی(زندگی سالمcore:)
بعدش اومدم یکم استراحت کردم
ساهت هفت و نیم صیک کردم کلاس زبان و اولین جملهای که اون اقایه رندومه دم در بهم گفت(فک کنم سرایدار بود) از جلسه های بعدی باید با روسری بیای
بعد من اینجوری بودم که صیکککککککک
بعد رفتم تو کلاس و چون یکم دیر رسیدم صندلی کنار در نشستم(انتخاب احمقانهای بود چون همکلاسیام مث یه بچهی پنج ساله شاشو هی میرفتن توالت نیینیمبجسمماببخیی)
بعد که از توالت بر میگشتن سه ساعت دم در وایمیستادن یجوری میکوبیدن به در که اجازه بگیرن وارد شن انگار معلمه ارث باباشونو خورده. بعد سه ساعت عربده میکشیدن طیچرححححح می عای کام ایننحححححح؟؟؟؟؟(اه خب الان بگه نه چه گوهی میخوای بخوری خب)و من اینجوری بودم که خبکی-
تیچره(او مای گاد طیچرحححح) هم اصن به هیچ جاش نبود انگار منتظر بود یارو پنج بار عربده بکشه تا اجازه بده وارد کلاس شه
بعد ازون جایی که قبل کلاس کتابمو وا نکرده بودم سر کلاس پشمام ریخته بود که چقدررررررر منو تو تعیین سطح عقب انداخته
وحشتناک عقب یعنی وحشتناک
بعد منم هیچکار نمیتونستم بکنم چون تو تایین سطح انقد استرس گرفته بودم که اون خانومه که ازم داشت تعیین سطح میگرفت سه بار اشتباهی اسممو گفت ترنم و من متوجه نشده بودم
بعد کولر نداشت و انقد گرم بود اب بدنم تبخیر شد
حالا فک کن ازین به بعد باید با روسری برم تا یوقت اخرتم به خطر نیوفته حاحاحا
همین دیگه
نظرات (۹)