Skip to main content
تک بلیط
۸ بازدید

  • raha...m
  • .
  • .
  • ●●사나..sana●●.....بگو ^_^...بخند:).....زندگی کن^_^♡......جووون من کامبک دادم ::::))))))))))))
  • بسته شد

میتیلز قسمت 63

Armita-m
Armita-m
منتشر شده در تاریخ ۵ اردیبهشت ۱۳۹۶

موندرو: خنگ جان هفت جدو آبادته
……: جانم؟
موندرو: هفت جدو آبادم خنگ بودن
……: حالا شد!
یکدفعه در با لگد موزالی شکست و موزالی وارد شد
موزالی: سلااام بن مفت خوره!(اسم رییسشون بنه)
بن: جاننن؟؟؟
موزالی: بن مفت-خورررره
بن: ببین…
موزالی: جون چیو ببینم؟؟؟
بن: خوشمزه بازی درنیاررر یا ساکت شو یا فکتو میارم پاییننننن
موزالی: رو چشمم گوگولوووو
موندرو: رییس چجوری سلتی قراره بیاد اینجا؟؟
موزالی با شنیدن اسمه سلتی قیافش رفت تو هم
بن: لوکاس و داداشش میان اینجا سلتی هم دنبال اونا میاد و یوکی چون سلتی میاد اینجا همراهش میاد و بعدم نیکولاس داداشش میاد
موندرو: واقعا شما خیلی باهوشید خیلییی اگه شمارو نداشتیم…
یکدفعه در محکم بسته شد. موزالی رفته بود
بن: چش شد؟؟
********
سلتی: لوکاس تو مجبور نیستی…
لوکاس بدون توجه به سلتی از درخت رفت بالا
سلتی: هوفففف حداقل جوابمو بده
لوکاس بین شاخه های درخت غیب شد. تقریبا پنج دقیقه بعد سلتی داد زد: لوکاسسس؟؟؟؟
لوکاس اومد پایین و زل زد به زمین. بورتون
نگاش کرد و گفت: خب؟؟؟
لوکاس: گولمون زدن یا بهتره بگم اوسکولمون کردن ( ̄ェ ̄;)
یوکی: یعنی الکی گفت؟؟
لوکاس یه یادداشت نشون یوکی داد و بلند خوند : گول خوردیددد سارادورا نمرده زندست ، صحیح و سالم. البته هرچی بگذره ضعیف تر میشه چون چیزی نمیخوره! هه هه
لوکاس کاغذو مچاله کرد و پرتش کرد اونور : از اول پیش اونا بوده
بورتون: چجوری پیداش کنیم؟؟؟
سلتی خم شد و کاغذ رو برداشت بازش کرد و گفت: سایسیمو چیه؟؟
لوکاس با تعجب گفت: سایسیمو؟؟
سلتی: اینجا نوشته سایسیمو
بورتون: ولی اینجا همچین چیزی نیست
جک یکدفعه گفت: این جوری نوشته شده که فقط نابودگرا بتونن مکانشو بخونن
سلتی: سایسیمو چی هست حالا؟؟
بورتون: اسمه یه فروشگاهه من تا ٢ سال پیش اونجا میرفتم و خرید میکردم ولی بسته شد یعنی…
لوکاس: میریم اونجا
نامیکو: میریم؟؟ من تا همینجا هم زیاد اومدم سریع جمع نبند من نمیام همراهتون
جک: منم نمیام
لوکاس: پس منننن میرممم
لوکاس با قدمای بزرگ داشت دور میشد
سلتی یکم فکر کرد و گفت: ولی من میرم
نامیکو: به سلامت
دنیل: منم نمیام
رینو: منم همینطور
نوربرن دست سلتی رو گرفت و گفت: تو جایی نمیری اونا تورو تا اینجا اوردن تو هم در حقشون لطف کردی از اینجا به بعد با هم میریم گیکو رو پیدا کنیم
سلتی: درسته اما…



گزارش تخلف