Part:6 ازدواج تصادفی من
فلش بک: فردای روز عروسی مادر شوهر رز میخواست داشگاه شو ببینه
سلی: بیا باید بریم تایلند
رز: چرا
لئو: باید حساب استادمون رو صاف کنیم
رز: مگه چیکار کرده ؟
لئو: هزارتا معشوقه و بچه داره الان چشمشو به خواهرم دوخته
رز: صبر کن ببین چیکارت میکنم
مادر الکس: یا کمر بنی هاشم
رز: مامان شوهرم کار زیادی داره نمیخوام خسته بشه بهش هم نگو
مادر الکس: اخه
رز: تو رو خدا
مادر الکس: باشه
رز و سلی و لئو رفتن
مادر الکس : رز داره میره تایلند
الکس: چی
مادر الکس کل جریانو بهش گفت
الکس: باشه با الان دارم میرم
مادر الکس: مواظب عروسم باش
الکس: باشه
فلش بک: رفت رسیدن تایلند و الکس و همش اون سه تارو تعقیب میکنن
سلی: ادرس اینجاس
لئو: اماده باشین
رز: اوها استاد ببخشید مزاحمتون شدیم
استاد: حالا که شما سه تا اینو دیدین از این به بعد معشوقه ی من هستین
الکس: تو خوابت ببینی
همه استادشو کتک زدن
استاد: بسه التماستون میکنم
رز: از این به بعد ببینم با یکی خوابیدی دوباره بچه دارشی واقعا ایندفعه ناقصت میکنم
استاد: باشه باشه
فلش بک: رفتن هتل و همه تو اتاق های خودشون بودن که
رز: الکس میتونم بیام پیشت
الکس: چرا
رز: از تاریکی میترسم
الکس: باشه بیا
رز: میخوام ی چیزی بهت بگم
الکس: بگو
رز: دوستت دارم ددی من میشی
الکس: منم دوست دارم ددیت میشم تو هم بیبی من میشی
رز: با کمال میل
الکس: الان تو تایلندیم دیروز شب ازدواج نداشتیم میگم از اون کارا کنیم
رز: اوکی
لباسای هم دیگه رو جر دادن انگار که به چشمه رسیده بودن ولی الکس از چیزی که رز فکر میکرد خشن تر عمل میکرد
رز : ددی مال تو خیلی کوچیکه
الکس: بیا ببین کوچیکه
رز: اییییی اروم
الکس همش تو رز تلمبه میزد رز دیگه داشت پاره میشد
الکس: بیبی بیا این شکلات رو بخور ضعف نکنی ی وقت
رز: چه شیرین بود
الکس: وازلین بیار
رز: اوکی ولی نصف کارو کردیا
الکس: همیشه برای وازلین وقت هست
رز داشت همش ساک میزد الکس داشت اه و ناله میکرد خیلی خوشش اومده بود
الکس: کاندوم پاره شد
رز: مگه از ارزونش استفاده کردی
الکس: نمیدونم
رز: وایییی
الکس: بیا به کارمون ادامه بدیم
رز: ولش بابا
فلش بک: صبح شد و هموزم دس از سر هم برنمیداشتن
الکس: صبح بخیر بیبی
رز: صبح بخیر ددی دیرون شد کمرم درد میکنه
الکس: اشکالی نداره
رز: میکشمتا بیا صبحونه بخور
الکس: میخوام تو رو بخورم
رز: ادم شو
نظرات (۲)