امضای دو نفره|نویسنده پیشی|کپشن پارت ۱

۲۰ نظر گزارش تخلف
داربـــی.فسیل شده در انتظار هانی ver
داربـــی.فسیل شده در انتظار هانی ver

صبح زود از خونه میزنم بیرون
باد خنک موهام رو به عقب هل میده ولی من بی توجه به خراب شدن موهام باید سرعت قدم برداشتنم رو تند تر کنم
اگر دیر برسم تموم زحماتم برای امروز به باد میره
تموم وقت م رو گذاشتم روی تکمیل این پروژه مسخره و امروز ارائه دارم ...
ولی اگر مدیر عامل قبول نکنه باید چه خاکی به سرم بریزم؟؟؟
میرسم به ورودی شرکت نفس عمیقی میکشم هنوز پنج دقیقه مونده
تموم وزنم رو میندازم روی در تابازش کنم
این در مسخره چرا باز نمیشهههه؟!
-کمک میخوای؟!
صدا از پشت سرم میاد ...
یه دختر با قد بلندتر از من در رو با یه دست باز می‌کنه
-میتونی منو هانی صدا کنی؛؛
هانی؟!تاحالا اسمش رو نشنیدم ولی این دختر ...خیلی خوشگله
چرا نمیتونم باهاش راحت حرف بزنم
میا به خودت بیا
-ممنون؛؛
و بعدش پا تند میکنم سمت اتاق جلسه....
داشتم لب تاپ رو آماده میکردم که هانی از در میاد داخل و بعدش همه از جاشون براش بلند میشن؛؛
این دختر چه کاره ست؟!
-خانوم خوشگله؛نمیخوای ارائه رو شروع کنی؟!
خانوم خوشگله رو با من بود؟؟چرا استرس گرفتم؟!نفس عمیق میکشم و بی‌تفاوت به لرزش دستام سعی میکنم ارائه رو شروع کنم...

نزدیک یک ساعت بعد ارائه رو تموم میکنم و با احترام از اتاق بیرون میرم
هنوز استرس دارم تپش قلب و ...
دست هام...دست هام هیچ کنترلی بهشون ندارم
سعی میکنم برم سمت صندلی بشینم که یه شیر توت فرنگی توی دستای سرد م می‌زاره و دست هاش رو دور دستم حلقه می‌کنه
-چرا اینقدر دست هات می‌لرزه؟؟از من میترسی؟!
تپش قلبم با دیدن هانی بیشتر میشه و انگار لکنت میگیرم
-نه...چ..چرا باید...از شما....بترسم
روی صندلی میشینه و سرش رو به عقب هل میده
-لکنت زبونت و لرزش دستت چیز دیگه ای میگه؛؛حالا خوشگل خانوم نمیخوای خودت رو بهم معرفی کنی؟!
نفسم رو توی سینه من حبس میکنم
-اسم من میاست...

نظرات (۲۰)

Loading...

توضیحات

امضای دو نفره|نویسنده پیشی|کپشن پارت ۱

۲۳ لایک
۲۰ نظر

صبح زود از خونه میزنم بیرون
باد خنک موهام رو به عقب هل میده ولی من بی توجه به خراب شدن موهام باید سرعت قدم برداشتنم رو تند تر کنم
اگر دیر برسم تموم زحماتم برای امروز به باد میره
تموم وقت م رو گذاشتم روی تکمیل این پروژه مسخره و امروز ارائه دارم ...
ولی اگر مدیر عامل قبول نکنه باید چه خاکی به سرم بریزم؟؟؟
میرسم به ورودی شرکت نفس عمیقی میکشم هنوز پنج دقیقه مونده
تموم وزنم رو میندازم روی در تابازش کنم
این در مسخره چرا باز نمیشهههه؟!
-کمک میخوای؟!
صدا از پشت سرم میاد ...
یه دختر با قد بلندتر از من در رو با یه دست باز می‌کنه
-میتونی منو هانی صدا کنی؛؛
هانی؟!تاحالا اسمش رو نشنیدم ولی این دختر ...خیلی خوشگله
چرا نمیتونم باهاش راحت حرف بزنم
میا به خودت بیا
-ممنون؛؛
و بعدش پا تند میکنم سمت اتاق جلسه....
داشتم لب تاپ رو آماده میکردم که هانی از در میاد داخل و بعدش همه از جاشون براش بلند میشن؛؛
این دختر چه کاره ست؟!
-خانوم خوشگله؛نمیخوای ارائه رو شروع کنی؟!
خانوم خوشگله رو با من بود؟؟چرا استرس گرفتم؟!نفس عمیق میکشم و بی‌تفاوت به لرزش دستام سعی میکنم ارائه رو شروع کنم...

نزدیک یک ساعت بعد ارائه رو تموم میکنم و با احترام از اتاق بیرون میرم
هنوز استرس دارم تپش قلب و ...
دست هام...دست هام هیچ کنترلی بهشون ندارم
سعی میکنم برم سمت صندلی بشینم که یه شیر توت فرنگی توی دستای سرد م می‌زاره و دست هاش رو دور دستم حلقه می‌کنه
-چرا اینقدر دست هات می‌لرزه؟؟از من میترسی؟!
تپش قلبم با دیدن هانی بیشتر میشه و انگار لکنت میگیرم
-نه...چ..چرا باید...از شما....بترسم
روی صندلی میشینه و سرش رو به عقب هل میده
-لکنت زبونت و لرزش دستت چیز دیگه ای میگه؛؛حالا خوشگل خانوم نمیخوای خودت رو بهم معرفی کنی؟!
نفسم رو توی سینه من حبس میکنم
-اسم من میاست...