درد دل دختر شهید مهدی حیدری با تصویر پدرش
جز اشک نمیشود توضیحی برای این ویدیو داد - درددل دختر کوچک شهید مهدی حیدری با پدر شهیدش - این ویدئو روایت یک دلتنگیِ سادۀ پدر و دختری نیست؛ کرامت و جلوهای از جنگ 12 روزه است. شهید مهدی حیدری از شهدای جنگ 12 روزه، چند ساعتی قبل از شهادت با خانواده تماس تلفنی میگیرد و صحبت میکند، حوالی سه بعدازظهر. بعد از این مکالمه، دخترش «ریحانه زهرا»ی سهساله خوابش میبرد. همین که از خواب بیدار میشود، بنا میگذارد به دلتنگی برای دیدن بابا. اما نه از آن دلتنگیهای همیشگی؛ نه از آن بیقراریهای معمول که: «مامان بابا مهدی کی میاد؟»، «چند تا بشمرم میاد؟» یا کشیک دادن پشت درِ خانه برای دیدن بابا و یهو پریدن توی بغل بابایی و غرق بوسه شدن و بوسهباران کردن. این بار، دلتنگی عجیبوغریب است. طفل معصوم، نازدانۀ عروسکی، دخترکِ لباسصورتی با موهای لخت و بازِ لطیف، با آن دست و پای ظریف و لحن شیرین کودکانه که البته شوریِ غم، شیرینیاش را دزدیده، بنا میگذارد به بیقراری؛ سوگواری. کدام سوگواری؟ هنوز که چیزی معلوم نیست، خبری نیامده! اما آمده و ما خبر نداریم. مامان خبر ندارد. فقط بابایی خبر دارد و دخترش...
نظرات