همه شاخ و برگ یه سرویم، سرو آزاد✨️ کپشن
آره باهم فرق داریم
ما شبیه پنج انگشت
ولی وقتش برسه باز
یکی میشیم عین یک مشت
_____
سلام به همه ی دوستانم
به عنوان دانشجوی انستیتو پاستور
از روز اول نگرانش بودم
قطعا نگران همه چیزش بودم، هم پایان نامه ی خودم
اونجا جایی نبود که راحت بتونه کسی واردش بشه
من براش خیلیی زحمت کشیدم
ماه ها دویدم تا واردش بشم و بتونم از امکاناتش استفاده کنم
کنار آدمای مهربون و متخصص و وطن دوستش کار کنم
ایشون رییس پاستور هستند
مسئولین پاستور همین شکلی ان
امیدوار و همین امیدشون بود که اینجا رو بهترین مرکز تحقیقاتی واکسن و تولیدات و فناوری های دارویی انسانی کردند.
اگه نا امید بودند و از کشور میرفتند، پاستور پاستور نمیشد.
همه آرزوی پاستور و دانشجوی اونجا بودن رو داشتند.
من یک روز، روز اول جنگ وسط تست های آزمایشگاهیم و پشت میکروسکوپ، صدای لرزه هارو شنیدم
اون روز و فرداش، از سخت ترین روزای زندگیم بودن
دل کندن از اونجا که تازه تونسته بودم کارمو شروع کنم
ولی نگرانش دیگه نیستم
اونجا با اینکه خیلی از بخش هاش سالمه و پای کارن، ولی همون مقدار هم که آسیب دیده، ساخته میشه
و بهتر از قبل میاد بالا
چون از اولشم مهندسینش از همین مملکت بودند
از اولشم، نگفتن نمیشه، اونا هرکاری میکردن تا نشدن ها بشه
پس خیالتون رو راحت کنم، اونجا سریع تر از وقتی که انتظار دارید ساخته میشه
نه فقط اونجا
هرجایی که آسیب دیده
تو یک کلمه، ما ایمان داریم و درست میشه
یادتون نره، آمریکا، از دل جنگ داخلی و تجزیه ی داخلی که از سر گذروند، شد ابر قدرت دنیا
آلمان بعد جنگ جهانی دوم و بعد از نابودی کاملش شد اون قدرت
جنگ ها، به مردم و نخبگان، نقاط ضعف رو سریعتر و واضح تر نشون میدن
تا وقتی که بخوایم پیروز ازش بیرون بیایم
یاعلی♥️
نظرات (۸)