نوشته های مهرگان

۷ نظر گزارش تخلف
مِهرگآن
مِهرگآن

فوران احساسات،
فوران آنهایی که خاموش کردم'
فوران آنهایی که ز دامشان، فرار کردم'
فوران آنهایی که خودم ساختم'
فورانِ‌همه؛ ناگهانی، هم‌زمان!
فوران دلتنگیِ "زیبایِ‌سمی"ای که فراموشش کرده بودم(:
فوران "ترس و دلشکستگی"ای که ز آن فرار کرده بودم(:
فوران، فوران، فوران،
دیگر حتی سکوت هم جواب نمی‌دهد!
نگاشتن هم جواب نمی‌دهد!
و در میان آن‌ها؛
این 'اشک' است، که ملموس تر از همه، ولی بی‌صدا تر...
'فوران' می‌کند!
'مِهرگآن'{به‌دنبال‌میان‌بر}
²³:⁴³ ساعتی زخمی'،

نظرات (۷)

Loading...

توضیحات

نوشته های مهرگان

۴۰ لایک
۷ نظر

فوران احساسات،
فوران آنهایی که خاموش کردم'
فوران آنهایی که ز دامشان، فرار کردم'
فوران آنهایی که خودم ساختم'
فورانِ‌همه؛ ناگهانی، هم‌زمان!
فوران دلتنگیِ "زیبایِ‌سمی"ای که فراموشش کرده بودم(:
فوران "ترس و دلشکستگی"ای که ز آن فرار کرده بودم(:
فوران، فوران، فوران،
دیگر حتی سکوت هم جواب نمی‌دهد!
نگاشتن هم جواب نمی‌دهد!
و در میان آن‌ها؛
این 'اشک' است، که ملموس تر از همه، ولی بی‌صدا تر...
'فوران' می‌کند!
'مِهرگآن'{به‌دنبال‌میان‌بر}
²³:⁴³ ساعتی زخمی'،