گم‌گشته در وهم.

۳۲ نظر گزارش تخلف
کِنوپسیا؛
کِنوپسیا؛

در این آشفته بازار که پر از سنگلاخ و درد است.
دلم گم گشته در این وهم به دنبال بهار است.
میان آینه‌ های غبارآلود غریبه‌ ای پیدا است.
که در تلاطم زمان خویش را ز یاد برده است.
کجاست آن کودک آزاد که رقصان بود در رویا؟
کجاست آن نهال نوپا که گنجی داشت به وسعت دریا؟
در سیلاب روزگار ریشه‌ ها خشکیده‌ اند.
برگ‌های سبز امید زرد و پژمرده شده اند.
شاید هنوز در پس این ابرهای بی‌ پایان.
خورشید منتظر نشسته خسته از غبار زمان.

نظرات (۳۲)

Loading...

توضیحات

گم‌گشته در وهم.

۴۵ لایک
۳۲ نظر

در این آشفته بازار که پر از سنگلاخ و درد است.
دلم گم گشته در این وهم به دنبال بهار است.
میان آینه‌ های غبارآلود غریبه‌ ای پیدا است.
که در تلاطم زمان خویش را ز یاد برده است.
کجاست آن کودک آزاد که رقصان بود در رویا؟
کجاست آن نهال نوپا که گنجی داشت به وسعت دریا؟
در سیلاب روزگار ریشه‌ ها خشکیده‌ اند.
برگ‌های سبز امید زرد و پژمرده شده اند.
شاید هنوز در پس این ابرهای بی‌ پایان.
خورشید منتظر نشسته خسته از غبار زمان.