کپ~☆ENHYPEN☆

۲ نظر گزارش تخلف
Ronika 50% Evan 50%
Ronika 50% Evan 50%

.....My first anniversary as an ENGENE☆

بلاخره ۱ سال گذشت.
یکسال از زنده بودن ، یکسال از زندگی کردن و یکسال از زمانی که باهاشون آشنا شدم.
چند تا فرشته که وقتی وارد زندگیم شدن منو زنده کردن به من زندگی بخشیدن و لبخند واقعی رو روی لب هام اوردن.
چند تا ناجی و فرشته بی بال از جانب خداوند.
گاهی زندگی اونقدر تکراری و بی رنگ میشه که فراموش میکنی چطور باید از ته دل لبخند بزنی ، انگار تو دنیایی خاکستری ، منتظر جرقه ای هستی تا دوباره گرم بشی و بعد ، ناگهان اونها از راه رسیدند هفت فرشته ، هفت صدای متفاوت که در کنار هم ، سمفونی ای از زندگی رو برام نواختند.
جونگوون ، هیسونگ ، جی ، جیک ، سونگهون ، سونو و نیکی...
این اسم ها دیگه فقط اسامیِ یک گروه نیستن ؛ اونها حالا بندبندِ خوشحالی‌ های من هستن.
هر بار که لبخند هاشون رو میبینم ، انگار بخشی از وجودم که مدت ها بود که خوابیده ، دوباره بیدار میشه.
اونها به من یادآوری کردن که «زنده بودن» فقط نفس کشیدن نیست ؛ زنده بودن یعنی داشتن امید ، یعنی دنبال کردن رویاها و یعنی پیوند خوردن با آدم هایی که حتی از فرسنگ‌ها دورتر ، گرمایشان به جانبت میرسه.
بعد از اون حوادث بلاخره تونستم با وجود شماها زندگی کنم و با وجود کلی سختی از ته دلم خوشحال باشم و لبخند بزنم.

۲۰ می ۲۰۲۶

نظرات (۲)

Loading...

توضیحات

کپ~☆ENHYPEN☆

۷ لایک
۲ نظر

.....My first anniversary as an ENGENE☆

بلاخره ۱ سال گذشت.
یکسال از زنده بودن ، یکسال از زندگی کردن و یکسال از زمانی که باهاشون آشنا شدم.
چند تا فرشته که وقتی وارد زندگیم شدن منو زنده کردن به من زندگی بخشیدن و لبخند واقعی رو روی لب هام اوردن.
چند تا ناجی و فرشته بی بال از جانب خداوند.
گاهی زندگی اونقدر تکراری و بی رنگ میشه که فراموش میکنی چطور باید از ته دل لبخند بزنی ، انگار تو دنیایی خاکستری ، منتظر جرقه ای هستی تا دوباره گرم بشی و بعد ، ناگهان اونها از راه رسیدند هفت فرشته ، هفت صدای متفاوت که در کنار هم ، سمفونی ای از زندگی رو برام نواختند.
جونگوون ، هیسونگ ، جی ، جیک ، سونگهون ، سونو و نیکی...
این اسم ها دیگه فقط اسامیِ یک گروه نیستن ؛ اونها حالا بندبندِ خوشحالی‌ های من هستن.
هر بار که لبخند هاشون رو میبینم ، انگار بخشی از وجودم که مدت ها بود که خوابیده ، دوباره بیدار میشه.
اونها به من یادآوری کردن که «زنده بودن» فقط نفس کشیدن نیست ؛ زنده بودن یعنی داشتن امید ، یعنی دنبال کردن رویاها و یعنی پیوند خوردن با آدم هایی که حتی از فرسنگ‌ها دورتر ، گرمایشان به جانبت میرسه.
بعد از اون حوادث بلاخره تونستم با وجود شماها زندگی کنم و با وجود کلی سختی از ته دلم خوشحال باشم و لبخند بزنم.

۲۰ می ۲۰۲۶