داستان مادر بزرگم فراموشی گرفته بود - حسین(ع) رسالت بوذری - محفل
مادر بزرگم فراموشی گرفته بود از کهولت سن
به او گفتم اسم ائمه را بیاد داری؟ گفت...
تا آخر گوش کنید خیلی زیباست
مادر بزرگم فراموشی گرفته بود از کهولت سن
به او گفتم اسم ائمه را بیاد داری؟ گفت...
تا آخر گوش کنید خیلی زیباست
نظرات