Glory(زیبایی:)

Yas(میشه لایک کنید♡♡)
Yas(میشه لایک کنید♡♡)

سریال=> شکوه

سال انتشار=>چین 2025

ژانر=>عاشقانه/تاریخی/درام

قسمت ها=>36

بازیگران=>Hou Minghao_ Gulnezer

خلاصه =>《ماجرا از جایی شروع می‌شه که لو جیانگ لای یه جوون باهوش،به عنوان حاکم شهرستان چون‌آن انتخاب می‌شه و شروع می‌کنه به حل پرونده‌های عجیب و غریب توی یه پرونده قدیمی گرفتار میشه که مربوط به قتل همسر شخص دیگر و از یه ستاره در حال ظهور توی سیاست،به مردی ناامید تبدیل می‌شه.درست وقتی که دیگه چیزی به مرگش نمونده، رونگ شان‌بائو دختر پادشاه چای، نجاتش می‌ده.
لو جیانگلای که همیشه مغرور و کله‌شق بوده، قبل از این با خانواده قدرتمند رونگ درگیر شده بود و این باعث شده شان‌بائو بخواد ازش انتقام بگیره.اون از این فرصت استفاده می‌کنه و وقتی می‌بینه لو حافظه‌ش رو از دست داده و حالش بده، می‌بردتش خونه و به یه گاریچی ساده تبدیلش می‌کنه.لو جیانگلای هم برای این که گیر نیفته، تظاهر می‌کنه که همکاری می‌کنه.
بعد از مدتی، خانواده رونگ اعلام می‌کنن که قراره ازدواجی ترتیب بدن و این خبر رقابت شدیدی بین خانواده‌های بانفوذ جنوب رود یانگ‌تسه به راه می‌ندازه.هر کسی یه نقشه مخفی تو سر داره و لو جیانگلای هم ناخواسته وارد این ماجرا میشه و تبدیل به مهره بازی شان‌بائو میشه.تو این مسیر، لو که حالا یه گاریچی زبده شده و شان‌بائو که وارث جاه‌طلب و باهوش خاندان رونگه، توی یه نبرد جذاب و پر از ترفند و شجاعت با هم کل‌کل می‌کنن.کم‌کم اما عشق بینشون شکل می‌گیره.
این دو با هم پرونده‌های قدیمی رو حل می‌کنن، مجرم‌های واقعی رو گیر می‌اندازن، خانواده رونگ رو سر و سامون می‌دن و مسیر تجارت چای رو گسترش می‌دن. تو همین ماجراها، بین باغ‌های چای یه داستان عاشقانه قشنگ شکل می‌گیره.》

نظرات

نماد کانال
نظری برای نمایش وجود ندارد.

توضیحات

Glory(زیبایی:)

۱۶ لایک
۰ نظر

سریال=> شکوه

سال انتشار=>چین 2025

ژانر=>عاشقانه/تاریخی/درام

قسمت ها=>36

بازیگران=>Hou Minghao_ Gulnezer

خلاصه =>《ماجرا از جایی شروع می‌شه که لو جیانگ لای یه جوون باهوش،به عنوان حاکم شهرستان چون‌آن انتخاب می‌شه و شروع می‌کنه به حل پرونده‌های عجیب و غریب توی یه پرونده قدیمی گرفتار میشه که مربوط به قتل همسر شخص دیگر و از یه ستاره در حال ظهور توی سیاست،به مردی ناامید تبدیل می‌شه.درست وقتی که دیگه چیزی به مرگش نمونده، رونگ شان‌بائو دختر پادشاه چای، نجاتش می‌ده.
لو جیانگلای که همیشه مغرور و کله‌شق بوده، قبل از این با خانواده قدرتمند رونگ درگیر شده بود و این باعث شده شان‌بائو بخواد ازش انتقام بگیره.اون از این فرصت استفاده می‌کنه و وقتی می‌بینه لو حافظه‌ش رو از دست داده و حالش بده، می‌بردتش خونه و به یه گاریچی ساده تبدیلش می‌کنه.لو جیانگلای هم برای این که گیر نیفته، تظاهر می‌کنه که همکاری می‌کنه.
بعد از مدتی، خانواده رونگ اعلام می‌کنن که قراره ازدواجی ترتیب بدن و این خبر رقابت شدیدی بین خانواده‌های بانفوذ جنوب رود یانگ‌تسه به راه می‌ندازه.هر کسی یه نقشه مخفی تو سر داره و لو جیانگلای هم ناخواسته وارد این ماجرا میشه و تبدیل به مهره بازی شان‌بائو میشه.تو این مسیر، لو که حالا یه گاریچی زبده شده و شان‌بائو که وارث جاه‌طلب و باهوش خاندان رونگه، توی یه نبرد جذاب و پر از ترفند و شجاعت با هم کل‌کل می‌کنن.کم‌کم اما عشق بینشون شکل می‌گیره.
این دو با هم پرونده‌های قدیمی رو حل می‌کنن، مجرم‌های واقعی رو گیر می‌اندازن، خانواده رونگ رو سر و سامون می‌دن و مسیر تجارت چای رو گسترش می‌دن. تو همین ماجراها، بین باغ‌های چای یه داستان عاشقانه قشنگ شکل می‌گیره.》