کــثــیــفــــ' کپـــ
به کثیف بودن بخاطر عشق اعتقاد داری؟
در پیچ و خمِ این عشقِ پر بلا،
گاهی آلوده شدن،
خود،
زیباییِ تلخی دارد.
مانندِ گلی که
در لجنزار میروید
و عطرِ غمانگیزِ بقایش را
در هوا پراکنده میکند.
به کثیف بودن به خاطرِ عشق،
آری...
اگر منظور از کثیفی،
نه پلیدیِ ذات،
که خراشهایِ برداشته شده از جان باشد؛
زخمهایی که
به یادگارِ بوسههایِ ممنوعه،
بر روحمان مینشیند.
اگر منظور از کثیفی،
اشکهایی باشد
که در تاریکیِ آغوشِ معشوق
بر لباسِ عشقش چکیده؛
و دیگر
شستنی در کار نباشد.
عشق، گاه
تو را در باتلاقی فرو میبرد
که هر چه دست و پا میزنی،
بیشتر فرو میروی.
و زیباییِ این فرو رفتن،
در پذیرفتنِ آن است؛
در تسلیم شدن به عمقِ این سیاهی،
با این امیدِ واهی
که شاید
در اعماقِ این پلشتی،
نوری،
یا دستی،
برای نجات
یافت شود.
پس آری،
به کثیف شدن به خاطرِ عشق
اعتقاد دارم؛
به پاک شدنِ ناپاکیها
با پلیدیِ بزرگترِ عشق.
به عشق،
که خود
ناپاکیِ مقدسِ وجودِ ماست..
اعتقاد دارم!
جـــــئـــــون هـــــاردِن'
16:38 • یـکـشـنـبـه ســومِ خــرداد مــاهِ ســالِ 1405
نظرات (۱۴)