پسر شجاع و سشوارش

ایران پاناسونیک
ایران پاناسونیک

پسر شجاع و سشوارش
پسر شجاع مثل همیشه با انرژی جلوی آینه حمام ایستاده بود.باد گرم و ملایم، موهای به‌هم‌ریخته‌اش را نوازش می‌کرد «وای! چقدر عالیه این پاناسونیک! موهام مثل ابر نرم شد!»سشوار از انگشتانش رها شد، تکه‌های پلاستیک پخش شد، جرقه کوچکی زد و صفحه نمایشش برای همیشه خاموش شد.
با ناراحتی سشوار شکسته را در آغوش گرفت، جعبه‌اش را نگاه کرد و روی آن نوشته بود:
«ایران پاناسونیک – خدمات پس از فروش سریع و مطمئن»
با تردید، اما با امیدی کوچک، سشوار را در کیسه گذاشت و راه افتاد سمت نمایندگی.چند روز گذشت. تلفن زنگ خورد.کارمند با لبخند سشوار را تحویل داد. او آن را روشن کرد...
باد آشنا دوباره موهایش را به رقص درآورد. چشمانش برق زد، لبخندی بزرگ روی صورتش نشست و از خوشحالی کمی پرید هوا!
«زنده‌ست! پاناسونیک من زنده‌ست! ممنون ایران پاناسونیک!»
ایران پاناسونیک
WWW.IRANPANASONIC.IR
تماس:77615100
#تعمیرات_سشوار_تهران
#تعمیرات_سشوار_غرب_تهران
#تعمیرات_سشوار_شرق_تهران
#تعمیرات_سشوار_چرخشی
#نمایندگی_سشوار_ایران
#خدمات_سشوار_تهران

نظرات

نماد کانال
نظری برای نمایش وجود ندارد.

توضیحات

پسر شجاع و سشوارش

۰ لایک
۰ نظر

پسر شجاع و سشوارش
پسر شجاع مثل همیشه با انرژی جلوی آینه حمام ایستاده بود.باد گرم و ملایم، موهای به‌هم‌ریخته‌اش را نوازش می‌کرد «وای! چقدر عالیه این پاناسونیک! موهام مثل ابر نرم شد!»سشوار از انگشتانش رها شد، تکه‌های پلاستیک پخش شد، جرقه کوچکی زد و صفحه نمایشش برای همیشه خاموش شد.
با ناراحتی سشوار شکسته را در آغوش گرفت، جعبه‌اش را نگاه کرد و روی آن نوشته بود:
«ایران پاناسونیک – خدمات پس از فروش سریع و مطمئن»
با تردید، اما با امیدی کوچک، سشوار را در کیسه گذاشت و راه افتاد سمت نمایندگی.چند روز گذشت. تلفن زنگ خورد.کارمند با لبخند سشوار را تحویل داد. او آن را روشن کرد...
باد آشنا دوباره موهایش را به رقص درآورد. چشمانش برق زد، لبخندی بزرگ روی صورتش نشست و از خوشحالی کمی پرید هوا!
«زنده‌ست! پاناسونیک من زنده‌ست! ممنون ایران پاناسونیک!»
ایران پاناسونیک
WWW.IRANPANASONIC.IR
تماس:77615100
#تعمیرات_سشوار_تهران
#تعمیرات_سشوار_غرب_تهران
#تعمیرات_سشوار_شرق_تهران
#تعمیرات_سشوار_چرخشی
#نمایندگی_سشوار_ایران
#خدمات_سشوار_تهران

کارتون و انیمیشن