فـیـکـشـن I'm not your master | P¹⁷

۶ نظر گزارش تخلف
هــاردِن' | فــیــکــشــن
هــاردِن' | فــیــکــشــن

وقتی درو بست چند ثانیه به در بسته تکیه داد و جای گاز جیمینو روی گردنش لمس کرد و نفسشو بیرون داد. جلوی آینه وایساد به گردن خودش که رد های قرمز مک زدن و جای گازی روش خود نمایی میکرد نگاه انداخت.

-توله سگ احمق..

جیمین به هیچ عنوان فکرشم نمی‌کرد که جونگکوک چقدر دلش میخواست هزار برابر وحشتناک تر از این رد هایی که روی گردنش گذاشته رو روی گردن خودش بکاره اما مطمئنا اگه اینکارو میکرد هیچ دلیل موجهی واسه هیونگش پیدا نمی‌کرد که چرا گردن جیمین کبود شده!
قطعا تمام مشکل این بود که ، اون صاحب جیمین نبود!
برای چند ثانیه به کریس بابت داشتن همچین هایبرید دلفریبی حسودی کرد و پشت میزش برگشت.
دلش میخواست تموم فکر و ذکرش و درگیر کارش کنه اما نمیتونست تصور تانیه ای که جیمین بهش چسبیده بود و سعی میکرد اغواش کنه رو از جلوی چشماش دور کنه.
با یه نفس عمیق در لب تاپشو باز کرد اما با شنیدن صدای خورد شدن چیزی و صدای هین جیمین ناخودآگاه در لب تاپشو کوبید و از جا پرید.
سریع از اتاق اومد بیرون و به جیمین نگاه کرد که کنار گلدون بزرگ شکسته ی روی زمین جفت دستاشو روی دهنش گذاشته بود و با چشمای متعجب نگاه به گلدون میکرد ، نفسشو کلافه بیرون داد و پیشونیشو مالید.

-باز داشتی چه غلطی میکردی؟

جیمین سریع دهنشو ول کرد و مثل همیشه دمشو جلوی خودش با دوتا دستاش نگه داشت و گوشاشو مظلومانه خم کرد و لبای براق صورتیشو جلو داد.
اوکی! حالا با این مظلومیت دقیقا چجوری دعواش میکرد؟!

+فقط میخواستم بالشت بازی کنم جونگکوکی ، خودش افتاد پایین راست میگم!

پـــایـــان پـــارتـــــ17

نظرات (۶)

Loading...

توضیحات

فـیـکـشـن I'm not your master | P¹⁷

۲۲ لایک
۶ نظر

وقتی درو بست چند ثانیه به در بسته تکیه داد و جای گاز جیمینو روی گردنش لمس کرد و نفسشو بیرون داد. جلوی آینه وایساد به گردن خودش که رد های قرمز مک زدن و جای گازی روش خود نمایی میکرد نگاه انداخت.

-توله سگ احمق..

جیمین به هیچ عنوان فکرشم نمی‌کرد که جونگکوک چقدر دلش میخواست هزار برابر وحشتناک تر از این رد هایی که روی گردنش گذاشته رو روی گردن خودش بکاره اما مطمئنا اگه اینکارو میکرد هیچ دلیل موجهی واسه هیونگش پیدا نمی‌کرد که چرا گردن جیمین کبود شده!
قطعا تمام مشکل این بود که ، اون صاحب جیمین نبود!
برای چند ثانیه به کریس بابت داشتن همچین هایبرید دلفریبی حسودی کرد و پشت میزش برگشت.
دلش میخواست تموم فکر و ذکرش و درگیر کارش کنه اما نمیتونست تصور تانیه ای که جیمین بهش چسبیده بود و سعی میکرد اغواش کنه رو از جلوی چشماش دور کنه.
با یه نفس عمیق در لب تاپشو باز کرد اما با شنیدن صدای خورد شدن چیزی و صدای هین جیمین ناخودآگاه در لب تاپشو کوبید و از جا پرید.
سریع از اتاق اومد بیرون و به جیمین نگاه کرد که کنار گلدون بزرگ شکسته ی روی زمین جفت دستاشو روی دهنش گذاشته بود و با چشمای متعجب نگاه به گلدون میکرد ، نفسشو کلافه بیرون داد و پیشونیشو مالید.

-باز داشتی چه غلطی میکردی؟

جیمین سریع دهنشو ول کرد و مثل همیشه دمشو جلوی خودش با دوتا دستاش نگه داشت و گوشاشو مظلومانه خم کرد و لبای براق صورتیشو جلو داد.
اوکی! حالا با این مظلومیت دقیقا چجوری دعواش میکرد؟!

+فقط میخواستم بالشت بازی کنم جونگکوکی ، خودش افتاد پایین راست میگم!

پـــایـــان پـــارتـــــ17