روایت خانواده شهید ورزشکار حمیدرضا چراغی - اغتشاشات دیماه 1404

۰ نظر
گزارش تخلف
علی پیام
علی پیام

حمیدرضا چراغی مغازه لبنیات‌فروشی داشت. صبح‌ها که کاسبی را شروع می‌کرد ساعت 11 شب به خانه بر می‌گشت. - مغازه او پایین منزلشان بود. مادرش می‌گوید: همین جا برایش کاسبی راه انداختیم تا همیشه جلوی چشمم باشد. پسرم کشتی‌گیر بود و اهل خدا پیغمبر. الهی بمیرم برایش. آرزوی کربلا رفتن به دلش ماند! - این جوان 18 ساله با شلیک اغتشاشگران و کودتاگران عوامل موساد در 18 دی جانش را از دست داد.
مادر: وقتی امیرحسین متوجه شلوغی‌ها شد با پدر و عمویش تماس گرفت و گفت بیرون نروید شلوغ است. بچه مرا به نا حق کشتند.
پدر: پسرم داشت می‌رفت منزل عمویش که در شلوغی جمعیت گیر می‌کند. وقتی مادرش زنگ زد به من که سراغش را بگیرد، گفتم او خودش به من گفت نرو، حالا کجا رفته؟ نمی‌دانم این دیگر چه بدبختی بود؟ ما ضد انقلاب نیستیم و از کسی هم نمی‌ترسم که حرفی بزنم. بله به گرانی‌ها اعتراض داشتیم اما ضد انقلاب نبودیم. دشمنان خودشان نشستند خارج از کشور و می‌گویند لنگش کن!
رضوان خدا بر حمیدرضای عزیز که خون پاکش برای لقمه نان حلال و خدمت به جامعه ریخته شد و دشمنان این مردم آرزوی بی ثباتی را در ایران بگور خواهند برد

نظرات

نماد کانال
نظری برای نمایش وجود ندارد.

توضیحات

روایت خانواده شهید ورزشکار حمیدرضا چراغی - اغتشاشات دیماه 1404

۰ لایک
۰ نظر

حمیدرضا چراغی مغازه لبنیات‌فروشی داشت. صبح‌ها که کاسبی را شروع می‌کرد ساعت 11 شب به خانه بر می‌گشت. - مغازه او پایین منزلشان بود. مادرش می‌گوید: همین جا برایش کاسبی راه انداختیم تا همیشه جلوی چشمم باشد. پسرم کشتی‌گیر بود و اهل خدا پیغمبر. الهی بمیرم برایش. آرزوی کربلا رفتن به دلش ماند! - این جوان 18 ساله با شلیک اغتشاشگران و کودتاگران عوامل موساد در 18 دی جانش را از دست داد.
مادر: وقتی امیرحسین متوجه شلوغی‌ها شد با پدر و عمویش تماس گرفت و گفت بیرون نروید شلوغ است. بچه مرا به نا حق کشتند.
پدر: پسرم داشت می‌رفت منزل عمویش که در شلوغی جمعیت گیر می‌کند. وقتی مادرش زنگ زد به من که سراغش را بگیرد، گفتم او خودش به من گفت نرو، حالا کجا رفته؟ نمی‌دانم این دیگر چه بدبختی بود؟ ما ضد انقلاب نیستیم و از کسی هم نمی‌ترسم که حرفی بزنم. بله به گرانی‌ها اعتراض داشتیم اما ضد انقلاب نبودیم. دشمنان خودشان نشستند خارج از کشور و می‌گویند لنگش کن!
رضوان خدا بر حمیدرضای عزیز که خون پاکش برای لقمه نان حلال و خدمت به جامعه ریخته شد و دشمنان این مردم آرزوی بی ثباتی را در ایران بگور خواهند برد

اخبار و سیاست