You show me a power that’s is strong enough to bring sun to the darkest days
میریام..خیلی دلم برات تنگ شده دختر!
ویولت اومد ولی دیر بود و ویلیام رفته بود..
حالا من منتظر نشستم تا تو بیای..
خیلی وقتا به این فکر میکنم که اصلا منو یادت هست؟
یا توی خاطرات قدیمیت گم شدم:)
خیلی به این فکر میکنم که الان چکار میکنی..حتی نشد بفهمم چه رشته ای رفتی
کنجکاوم بدونم هنوزم مینویسی؟ دوست داشتم بازم میتونستم نوشته های بی نظیرتو بخونم..
خیلی به اون روزا فکر میکنم روزایی که باهم نقاشی میکشیدیم و حرف میزدیم به هر سختی ای که بود..
تو توی اون روزای تاریک برای من نور بودی~
و من هیچوقت نتونستم برات جبران کنم..
منتظرت گذاشتم و اذیتت کردم~
امیدوارم منو ببخشیده باشی…
به قول خودت خیلی گذشته ولی انگار همین هفته پیشه..
سه سال گذشت از اخرین باری که باهات حرف زدم؟ باورم نمیشه
این روزا خیلی نگرانتم..کاش میتونستم یه جوری ازت خبر بگیرم:)
امیدوارم خودت و خانواده ات همگی خوب باشین~
。⋆。 ゚☾
هنوزم اهنگ dandelions منو یاد تو میندازه~~
https://www.namasha.com/MILKIVIDITS
خوب باش
لطفااا.
نظرات (۲۲)