بیا امروز را،بخندیم؛
صدایِ باد،
چمنهایی که پاهایِ برهنهام را قلقلک میدهند
درخششِ موهایم زیرِ نورِ خورشید
لرزشِ خفیفِ بدنم
بویی که از رطوبتِ درختان نشأت گرفته
مینویسند...در دفتری
خاطرهی یک گوشهی کوچک از خلقت را؛
میگویند:
مشکلی ندارد اگر ترسیدهام
آینده همیشه نامعلوم بودهاست!
از من میخواهند،امروز بخندم؛
هر آنچه،انتظارم را میکشد
با لبخند به پیشوازش بروم
لبخند،دشمن را میترساند و
دوست را امیدوار میسازد؛
حرکت کن،غنچهی کوچکم...
و لبخند بزن؛
حتی اگر سرد بود،
حتی اگر تنها بودی،
حتی اگر تورا دیوانه صدا کردند،
دست از خندیدن بر ندار:]"
ólafur arnalds
از جمله خوانندههایی که در روحِ من نفوذ میکند'
https://toogoosh.com/?song=1f1172d5-21af-6f7a-9412-bbb1095b570d
نظرات (۳۰)