ادامه پارت ۵☆کپشن

☆Jeon_Dayan☆ رمان دختر من..حمایت نشه میخورمتون
☆Jeon_Dayan☆ رمان دختر من..حمایت نشه میخورمتون

و درنهایت متوجه شدم اونجا قمار خانه این پارتی لعنتی بود.معلوم نبود این بار
قراره چه چیزی رو از دست بدیم!سرم رو چرخوندم تا به هه سونگ نگاه کنم تا از نوع
نگاهش بفهمم از اینجور جاها خوشش میاد یا نه که یک دفعه متوجه شدم هه سونگ از جاش
بلند شده و نیست.ترس کل وجودم رو گرفت.نگران بودم که کجا رفته و چه نقشه ای توی
سرشه!بلند شدم و توی اون سالن شلوغ شروع کردم به پیدا کردن هه سونگ

ویو هه سونگ:

از پارتی خوشم نمیومد اما این یکی
مهمونی پدرم وایب باحالی میداد،انگار برای خودم اماده شده بود.انقدر خورده بودم که
تلو تلو میخوردم.احساس مستی میکردم خواستم بشینم که یک دختر جذاب رو دیدم.لباس
زرشکی تنش بدنش رو بی نقص نشون میداد.چهره اش برام آشنا بود اما نمیدونستم کیه...

پایان پارت ۵

پدرم در اومد سر این پارت حمایت کن دمت گرم

نظرات (۲)

Loading...

توضیحات

ادامه پارت ۵☆کپشن

۱۴ لایک
۲ نظر

و درنهایت متوجه شدم اونجا قمار خانه این پارتی لعنتی بود.معلوم نبود این بار
قراره چه چیزی رو از دست بدیم!سرم رو چرخوندم تا به هه سونگ نگاه کنم تا از نوع
نگاهش بفهمم از اینجور جاها خوشش میاد یا نه که یک دفعه متوجه شدم هه سونگ از جاش
بلند شده و نیست.ترس کل وجودم رو گرفت.نگران بودم که کجا رفته و چه نقشه ای توی
سرشه!بلند شدم و توی اون سالن شلوغ شروع کردم به پیدا کردن هه سونگ

ویو هه سونگ:

از پارتی خوشم نمیومد اما این یکی
مهمونی پدرم وایب باحالی میداد،انگار برای خودم اماده شده بود.انقدر خورده بودم که
تلو تلو میخوردم.احساس مستی میکردم خواستم بشینم که یک دختر جذاب رو دیدم.لباس
زرشکی تنش بدنش رو بی نقص نشون میداد.چهره اش برام آشنا بود اما نمیدونستم کیه...

پایان پارت ۵

پدرم در اومد سر این پارت حمایت کن دمت گرم