YOU²²

(GOLSA)♥︎(K-POPER)♥︎(رمان YOU)♥(رمان HATRED)♥︎(فن واقعی بین آیدلاش فرق نمیزاره)

هیونجین خواست در اتاقشو باز کنه که لونا با دستش جلوش رو گرفت
لونا : میخوای چی کار کنی؟ نگو که....
هیونجین : همونی که خودت فکر میکنی( بعد لبخند زد و صورتشو نزدیک کرد به لونا)تو برای منی از الان تا همیشه....
لونا ترسید عملا هیچ کاری نمیتونست بکنه...
هیونجین در اتاق رو باز کرد و بعد لونا رو آروم روی تخت گذاشت.... پیراهنش رو در اورد و نور اتاقو ملایم کرد... و روی لونا خیمه زد ...
لونا : تروخدا نکن... تازه سه روزه دیدمت... من فقط 19 سالمه... نکن...
هیونجین : ولی من تو رو خیلی وقته میشناسم... تقریبا از وقتی رفته بودی زندان ...
لونا : خواهش میکنم نکن... اصلا از این کار چی بهت میرسه؟
هیونجین لبای لونا رو گرفت و شروع کرد به گاز گرفتن...
بعد از چند دقیقه... آروم لباس لونا رو در اورد
هیونجین : فقط همراهی کن ...
و بعد شروع کرد به کیس مارک های دردناک... از لباش تا گردن و سینش...

(خب از اینجا به بعدش رو به تخیل خودتون میسپارم)

نظرات (۱۲)

Loading...

توضیحات

YOU²²

۲۸ لایک
۱۲ نظر

هیونجین خواست در اتاقشو باز کنه که لونا با دستش جلوش رو گرفت
لونا : میخوای چی کار کنی؟ نگو که....
هیونجین : همونی که خودت فکر میکنی( بعد لبخند زد و صورتشو نزدیک کرد به لونا)تو برای منی از الان تا همیشه....
لونا ترسید عملا هیچ کاری نمیتونست بکنه...
هیونجین در اتاق رو باز کرد و بعد لونا رو آروم روی تخت گذاشت.... پیراهنش رو در اورد و نور اتاقو ملایم کرد... و روی لونا خیمه زد ...
لونا : تروخدا نکن... تازه سه روزه دیدمت... من فقط 19 سالمه... نکن...
هیونجین : ولی من تو رو خیلی وقته میشناسم... تقریبا از وقتی رفته بودی زندان ...
لونا : خواهش میکنم نکن... اصلا از این کار چی بهت میرسه؟
هیونجین لبای لونا رو گرفت و شروع کرد به گاز گرفتن...
بعد از چند دقیقه... آروم لباس لونا رو در اورد
هیونجین : فقط همراهی کن ...
و بعد شروع کرد به کیس مارک های دردناک... از لباش تا گردن و سینش...

(خب از اینجا به بعدش رو به تخیل خودتون میسپارم)