˒وقتے براے تنهایے¹˓

.
.

-آرام و آهستہ قدم بر میداشتم؛ و به صداےلذت بخشہ خش خش برگ هاے پاییزے گوش میدادم.【☘♫】
- هوا خنڪ و ملایم بود،و کمے هم رو بہ سردے میرفت، قطرات باراں هم آرام و بے صدا بر روے زمیں می افتادند؛ و این تازه شروع یک پیاده روی رویایی برای من بود. 【☔】
-بوی خاک خیس همه جا را فرا گرفته بود و آدم را وادار به بوییدن هوا ، و عمیق نفس کشیدن میکرد. 【ッ】
-با چشمانم به دنبال مقصد میگشتم، و بالاخره آن را در نزدیکی یک کتاب فروشی یافتم؛ "کافه بیولند".چه صحنه زیبایی بود!【☕⃢ᰔᩚ】

-ساعت های تنهایی【☕☁☘】




「ادامه دارد..」

نظرات (۴)

Loading...

توضیحات

˒وقتے براے تنهایے¹˓

۲۶ لایک
۴ نظر

-آرام و آهستہ قدم بر میداشتم؛ و به صداےلذت بخشہ خش خش برگ هاے پاییزے گوش میدادم.【☘♫】
- هوا خنڪ و ملایم بود،و کمے هم رو بہ سردے میرفت، قطرات باراں هم آرام و بے صدا بر روے زمیں می افتادند؛ و این تازه شروع یک پیاده روی رویایی برای من بود. 【☔】
-بوی خاک خیس همه جا را فرا گرفته بود و آدم را وادار به بوییدن هوا ، و عمیق نفس کشیدن میکرد. 【ッ】
-با چشمانم به دنبال مقصد میگشتم، و بالاخره آن را در نزدیکی یک کتاب فروشی یافتم؛ "کافه بیولند".چه صحنه زیبایی بود!【☕⃢ᰔᩚ】

-ساعت های تنهایی【☕☁☘】




「ادامه دارد..」