EP01 - The Heike Story

Heike Monogatari
Heike Monogatari

خاندان تایرا، که به نام هِیکه نیز شناخته می‌شوند، قدرت بی‌حدی در ژاپن دارند. زمانی که دختری جوان، که صاحب چشمی شگفت‌انگیز است و با آن می‌تواند آینده را ببیند، به حماقت از این طایفه بی‌احترامی می‌کند، پدرش بهای جرم او را با جانش می‌پردازد. اندکی پس از این ماجرا، چنان که سرنوشت رقم زده، تایرا نو شیگِموری — بزرگ‌ترین پسر رئیس طایفه — به طور اتفاقی با همان دختر بدشانس روبه‌رو می‌شود، که اکنون خود را «بیوا» می‌نامد. بیوا به او می‌گوید که سقوط هِیکه قریب‌الوقوع است. شیگِموری پس از آگاهی از بی‌عدالتی بزرگی که بیوا به دست هِیکه متحمل شده، سوگند می‌خورد که او را زیر پر و بال خود بگیرد و از وی مراقبت کند، به جای آنکه بگذارد کشته شود.

در دورانی آکنده از تنش‌های نظامی فزاینده، هِیکه درگیر کشمکشی زیرکانه برای کسب قدرت است و جنگی خون‌آلود در افق پیداست. شیگِموری، که چشمانش توانایی دیدن ارواح مردگان را به او می‌دهد، هم نگران است و هم امیدوار که بتواند از نابودی طایفه‌اش جلوگیری کند. بیوا، اما، دل‌خوشی برای آشکار کردن آینده به او ندارد و باید با زندگی تازه‌اش کنار بیاید — زندگی‌ای سرشار از هم شادی و هم اندوه — در این فصل سرنوشت‌ساز از تاریخ ژاپن.

نظرات

نماد کانال
نظری برای نمایش وجود ندارد.

توضیحات

EP01 - The Heike Story

۰ لایک
۰ نظر

خاندان تایرا، که به نام هِیکه نیز شناخته می‌شوند، قدرت بی‌حدی در ژاپن دارند. زمانی که دختری جوان، که صاحب چشمی شگفت‌انگیز است و با آن می‌تواند آینده را ببیند، به حماقت از این طایفه بی‌احترامی می‌کند، پدرش بهای جرم او را با جانش می‌پردازد. اندکی پس از این ماجرا، چنان که سرنوشت رقم زده، تایرا نو شیگِموری — بزرگ‌ترین پسر رئیس طایفه — به طور اتفاقی با همان دختر بدشانس روبه‌رو می‌شود، که اکنون خود را «بیوا» می‌نامد. بیوا به او می‌گوید که سقوط هِیکه قریب‌الوقوع است. شیگِموری پس از آگاهی از بی‌عدالتی بزرگی که بیوا به دست هِیکه متحمل شده، سوگند می‌خورد که او را زیر پر و بال خود بگیرد و از وی مراقبت کند، به جای آنکه بگذارد کشته شود.

در دورانی آکنده از تنش‌های نظامی فزاینده، هِیکه درگیر کشمکشی زیرکانه برای کسب قدرت است و جنگی خون‌آلود در افق پیداست. شیگِموری، که چشمانش توانایی دیدن ارواح مردگان را به او می‌دهد، هم نگران است و هم امیدوار که بتواند از نابودی طایفه‌اش جلوگیری کند. بیوا، اما، دل‌خوشی برای آشکار کردن آینده به او ندارد و باید با زندگی تازه‌اش کنار بیاید — زندگی‌ای سرشار از هم شادی و هم اندوه — در این فصل سرنوشت‌ساز از تاریخ ژاپن.