پارت اول : رمان ارومت میکنم
#آرومـت_میکنم
#پارت_1
صدای خشدارش بلند میشه
- جووون حرف بزن
میخوام صداتو بشنوم بچه!!
با بغض سعی میکنم کنارش بزنم
- تروخدا برو کنار آیهان!!
نیشخندی میزنه
با چشمای براق بو میکشه
- چه خوشبوی تپش کوچولوم
با التماس میگم
- آیهان جونم حالت بده
بعدا حرف میزنیم، الان مامان و بابا میان!!
بی اهمیت به من کار خودشو میکنه
- بیان!!
اصلا اونام بیان ببینن چقدر میخوامت نه؟
دستشو روی کم...رم میکشه
- بنظرت بابام به خواسته پسرش اهمیت میده یا دختر زنش!
عصبی جواب میدم
- اون بابای منم هست!!
بی توجه به حرفم عصبی میغره
- اون پسره کی بود؟
البته باید تشکر کنم ازش
چون اگه اون نبود من هنوزم بهت نزدیک نمیشدم
با صدای لرزون گفتم
- تو..تو دادا...ش
حرفم از دهنم در نیومده بود که با پشت دست اروم روی ل..بم کوبید
- هیسسس!!
خفه شو خفه شو تپش
من پسرعموتم!!
نه اون کوفتی که داری به زبونت میاری!
نظرات