خاطره وِری رندوم+موقت(کپشن~)
به خدمت گل روتون عرض کنم،
داشتم توی تلگرام پروفایل یه بنده خداییو دید میزدم(کلا حکمت پروفایل به همینه'-')-
تو بیوی گرامیش داشت از شیطان تعریف میکرد(خدایی what the hell؟) بعد رندوم خوردم به یکی از عکساش که تتوی وان پیس زده بود-
کلا یادم رفت چی دیدم قبلش:خنده:
چه بچه ی ماهی بود:خنده:
خدایا:خنده:
نه آخه نمیخوره چرا وجهاش باهم:خنده:؟
زورو رو گذاشته بود روی پروفایلشTT
(آیا درک میفرمایید که چه بشر گلی بوده؟TT)
یه خاطره رندوم دیگه هم براتون تعریف کنم:خنده:
من، احد دوستی ندارم:خنده:(البته خارج از اینجا✓)
با هیییچکدوم از بچه های دوران تحصیلم در ارتباط نیستممم مگرر خودشون برای عرض ادب و فضو-
نه نه! اشتباه شد-اهم اهم-_-
عرض کنجکاوی خدمت برسن✓
خلاصه همینطوری که از بیکاری داشتم توی تلگرام و چنلهای نداشتم چرخ میزدم، یهویی یکی پیام داد'-'
دست به بلاک بودم که یه استیکر از آیو توی سریال نارنگی فرستاد:خنده:
خلاصه که به لطف همون استیکر نجات یافت و باهاش حرف زدم:خنده:
آره خواهرا من همینقدر ساده لوحم:خنده:-
میتونید اعتماد منو با کیدراما و انیمه در زارتی از ثانیه کسب کنید:خنده:✓✓
خب برید سراغ زندگیتون دیگه بسه-
کامنتا رو خدایی تا فردا جواب میدم✓
نظرات (۳)