Skip to main content
استعلام خلافی خودرو
۸۷ بازدید

  • ❄Mina❄
  • اومدم پیشت ....
  • (neji)و(گل یخی)
  • SS501 forever
  • emperor

تولللللللد نریییییییییییییییییی +مههههم+توضیحات

••●Nika●••
••●Nika●••
منتشر شده در تاریخ ۱۹ خرداد ۱۳۹۷

خب نرگس دوست خلوچلم ک تو این ی سال نهمی ک باهم بودیم همیشع پشتم بودی هروخ اشکم درومد سرمو گذاشتم رو شونتو گریع کردم(حالا بماند ک من اصن تو این ی سال گریع نکردم:|)هروخ خاستم بخندم باهم خندیدیم(البت بیشتر ب هم میخندیدیم)هر وخ حالم بد بود زدی روشونمو گفتی دنیا دو روزه ولش کن رفیق(حالا پس کله و شونه...فرقی ندارن ک مهم اینه ک بلخره زدی هرچیم فک میکنم یادم نمیاد ی همچین جمله ای بهم گفته باشی اکثرا تو این مواقع میگفتی خاک تو سرت ولی مهم نیته..بعله)هر وخ خیط بالا آوردم تو جمع کردنش کمکم کردی(کمک ک چ عرض کنم...کلشو خودت جمع میکردی)خاستم بگم ک:
☺❤❤❤❤تولدت مبااااااااااااااارک❤❤❤☺
سالی ک گذشت پر بود از خاطرات اکیپمون:
خونواده ی نیش ناش ناناشی.اون لاشی عوضی(فش نده خب جزءخاطراتمونه دیگه).آب بازیامون ک تا قسمت ته تهانیمونم خیس میشد.با تی دنبال هم افتادنامون.ممد تی کش(لقبت).تف بازیامون(دیگه توضیح بیشتر نمیدم).دعواهامون ک کل کلاسو ب هم میریختیمو مهسا و مریم کیفامونو با وسایلاش تو کل کلاس پخش میکردن.بستنی موزی خوردنمون ک ع بس چندش بازب درآوردیم ب گوه خوردن افتادیم دیگه ع اینا بگیریم.تو اکیپ ب هرکی خودکار میدادیم دیگه جنازشم دستمون نمیرسید.اون پاک کن زردت ک تو کل اکیپ عمومی بود.گره زدنای وسایل ب هم ک همشم کیف منو توی بدبختو ب هم گره میردن بعد ماعم جر میخوردیم تا بازش کنیم.بغل خونوادگیمون(فک کنم ی سه چهارتا ع کفشای تو سر همین بغل خونوادگیمون جر خورد).کلکسیون کفشای تو .گریم کردنمون ک من مثلا قرار بود پونی اسب تک شاخ بشم تهش هرکی منو میدید میرید ب خودش.بازی کردنامون ک هربارم ع بس همو کتک میزدیم مصدوم میدادیم بیرون.دست بند ستمون.پارک رفتنامون ک من بدبختو غال میزاشتین همش.کنسرت گذاشتنای مهساو مریم و نگار.قرار گذاشتنامون ک تهشم هیشکی نمیومد.استخر رفتنمون ک مهسا و مریم پیچوندنو توعم کلا گم شدی نتونستی پیداش کنی.خیط بالا آوردنامون ک مدیر یقمونو میگرفتو میرزایی و جلیل پور میریدن دهنمون.سس ریختن منو نفیس رو ماندگار ک تهشم جلیل پور خرکشمون کرد.اون ده تومنی ک ع نگار کش رفتیمو خرجش کردیم.دهنی خوردنامون ک مبینا همیشه عین گوجه ی له شده نیگامون میکرد.عشقای تو رو پروندن ک وظیفع ی منو نفیس بود.بچمون ثمین (حالا بماند منو با فامیل صدا میکردو تورم کلن یادش نبود)کرم ریختنای مبینا ک هیچ وخ نمیزاشتیم پشتمون وایسه.



+ادامه :|||چقد خاطره داریم ما