Part:22 یک اشتباه پنج سال جدایی
مارک: یالا بگو
لارا: خب روش کراش داشتم اخه خیلی جذاب بود اون سیکس پک هاشو ظاهر رو ولش
لارا همه چیه پسره رو جلوی مارک گفت مارک داشت صبر میکرد تموم بشه مارک میدونست لارا زخمیه نمیتونست کاری کنه و این براش شکنجه بود با خودش میگفت وقتی اوضاع خوب بشه انتقام ازش میگیرم
مارک: جلوی شوهرت داری از ی مرد دیگه تعریف میکنی بیبی
مارک تو گوش لارا میگه مارک حالت ددی بودن رو گرفته بود بعد اینکه اینو گفت گوش لارا رو بوس کرد و یواش یواش به گردن رسید لارا هم همراهی میکرد درواقع همه ی اینارو از قصد گفته بود
لارا: خب ولی اون به پای شوهرم نمیرسه
مارک: افرین
مارک وقتی این حرفو گفت لب های لارا رو میبوسید جوری که لارا مطمئن بود بعدا کبود میشه مارک چند دفعه زبونشو به دهن لارا برد تا ناله های خودش رو خفه کنه
(نظر نویسنده:(چندش))
همون لحظه میرا وارد اتاق شد و مارک و لارا سریع خودشون رو جمع و جور کردن
مارک: اینجا چیکار میکنی؟ مگه بهت در زدن رو یاد ندادن/:
لارا: چیشده؟
میرا: بابا فردا باید بیای جلسه ی اولیا
مارک: اوکی
کلارا همون لحظه زنگ میزنه
لارا: چیشده باز؟
کلارا: فردا بیا مدرسه
لارا: اوکی میام
کلارا: با بابا چه کارا کردی
لارا: به تو چه هنوزم باهات کار دارم
کلارا: باشه بابا خاله رزمست کرده بیا ببرش
رز: لارا بیا اینجا تو شوهرت و دوست نداری منم شوهرم و دوست ندارم بیا
لارا: اوکی میام
کلارا: مامان بیا گوشم رفت امیلی هم که داره التماس میکنه خاله رز با عمو طلاق نگیره
لارا: اهه صبر کن الان میام
کلارا: اوکی همون جای همیشگی
لارا: اوکی
میرا: من رفتم
مارک: چیشده ؟
لارا: دارم میرم بار
مارک: نمیتونی بری وضعت رو نگاه کن اجازه نمیدم
لارا: توهم بیا
مارک: باشه عزیزم
لارا و مارک اماده شدنو رفتن وقتی وارد شدن دیدن کلارا داره با گوشی ول میچرخه امیلی داره گریه میکنه رز هم داره ویسکی میخوره لارا هم که تو بغل مارک بود و مارک اونو زمین نمیذاشت
لارا: اینجا چیشده ؟
کلارا: وقتی رسیدیم خونه دیدیم عمو داره ی زن دیگه رو بوس میکنه خاله رز هم اونو دید کتک بازی دراومد من زدم دست عمو رو شکستم امیلی هم هیچی نمیدونی تو ماشین بود
لارا: عوضی پارش میکنم
مارک: شکمت اروم باش
مارک لارا رو پیش رز گذاشت
رز: لارا اومدی
لارا: اره
رز: مارک چرا اینجاست ؟
لارا: هیچی
رز: لارا بیا بریم اون عوضیو بگیریم پارش کنیم ناقصش کنیم
نظرات