سفرنامه (دو راهی) ستار، اردلان سرفراز، فرید زلاند، آندرانیک

عباس
عباس

این ترانه به نامهای « دوراهی » و « بن بست » نیز شهرت دارد.
سفری را کردم آغاز که همه خوف و خطر بود
هر قدم غم، هرنفس درد قصــۀ تلـــخ سفـــــر بود
با تمام خستگیها ، با همه سختی گذشتم هرچه بود و هرچه دیدم در سفرنامــــــــه نوشتم
قلمم پاهای خسته ، دفترم طومار جاده راه‌ها را مینوشتـــــــــم خط به خط ، پای پیاده
نیمه‌راه اما به زخمِ کهنۀ جاده رسیدم
در شکاف سینـــۀ راه به دوراهی تن کشیدم
از سؤال و خستگی پُر، بسته راهَم از پس و پیش
مانده در بن‌بستِ تردید در بلاتکلیفی خویـــش
از میان این دوراهی ، راه من اکنون کدام است؟
یاریَم کن آه ای عشــــق تا نَمیرم من به بن‌بست

نظرات

نماد کانال
نظری برای نمایش وجود ندارد.

توضیحات

سفرنامه (دو راهی) ستار، اردلان سرفراز، فرید زلاند، آندرانیک

۴ لایک
۰ نظر

این ترانه به نامهای « دوراهی » و « بن بست » نیز شهرت دارد.
سفری را کردم آغاز که همه خوف و خطر بود
هر قدم غم، هرنفس درد قصــۀ تلـــخ سفـــــر بود
با تمام خستگیها ، با همه سختی گذشتم هرچه بود و هرچه دیدم در سفرنامــــــــه نوشتم
قلمم پاهای خسته ، دفترم طومار جاده راه‌ها را مینوشتـــــــــم خط به خط ، پای پیاده
نیمه‌راه اما به زخمِ کهنۀ جاده رسیدم
در شکاف سینـــۀ راه به دوراهی تن کشیدم
از سؤال و خستگی پُر، بسته راهَم از پس و پیش
مانده در بن‌بستِ تردید در بلاتکلیفی خویـــش
از میان این دوراهی ، راه من اکنون کدام است؟
یاریَم کن آه ای عشــــق تا نَمیرم من به بن‌بست

موسیقی و هنر