بعضی از شب ها
بعضی از شب ها خیلی عجیب اند
می دوتی
شب
سکوت
خلوت
دردی عمیق در عمق تن
سفری بی برگشت
کاغذهای پاره پاره شده
و بغضی طولانی به اندازه اولین قطره اشکی که بر گونه ای سرازیر می شود
پاکت های سیگار مچاله شده در گوشه ای
و سیگارهای نصف خاموش شده
در فنجان قهوه سرد شده
و التهاب ثانیه های فردا
آره عجیب هستند بعضی از شب ها
شب هایی که از فرداش تو باز تنهاتر از همیشه به دیدار سرنوشت خواهی رفت
شاعر و گوینده تورج توجی
نظرات