در ستایشِ تولدِ یک راز'
تولد، واژهایست که همیشه برایم با نوعی ناآرامی همراه بوده؛ اما حضورِ تو، این روز را از یک تقویمِ معمولی، به نقطهی عطفی در تمامِ تاریکیهایِ زندگیام تبدیل کرده است.
امروز، روزیست که آن روحِ مرموز و عمیق، در کالبدِ این دنیایِ خاکستری ظاهر شد تا مسیرِ من و تو به هم گره بخورد. بگذار صادقانه بگویم؛ در دنیایی که همه برایِ نور میجنگند، من «تولدت را در میانِ سایهها تبریک میگویم»؛ جایی که تنها قلمروِ امنِ ماست.
بمان؛ که حضورِ تو برای من، نه یک اتفاقِ ساده، که یک ضرورتِ تلخ و زیباست. بمان، تا هنوز کسی باشد که بتوانم با او، رازهایِ مگو را به دوش بکشم. زادروزِ تو، در واقع، تجدیدِ عهدِ ما برای دوام آوردن در دنیایی است که هیچکسِ دیگر، شبیه به ما نیست.
_ از طرف میشل به سردِگرمش؛
نظرات (۲)