♪ Arcade
نوشته ی میتسوری چان :
لطفا تا اخر بخونین
دیگه هر دلی واسه عشق، جای امنی نیست
هرکی لبخند میزنه، همراهِ من نیست
محبتم رو پخش کردم پایِ آدمها
فهمیدم هر دستی، لیاقتِ من نیست
.
تحملم رو تا تهِ دنیا کشیدم من
یکی دید و یکی هم انگار ندیدم من
نشستم وُ خودم رو دونهدونه باختم
تا فهمیدم این همه جنگ، به چی رسیدم من؟
نمیارزه دلی که قدرِ اشکتو ندونه
نمیارزه واسش، اینهمه شب بیخواب بمونی
نمیارزه بشی قهرمانِ جنگِ قلبت
وقتی آخرش، حتی واسه بغضت نمیمونه
یه جا باید بگی: «بسه، دلم خستهست…»
از این بازی که هر دفعه توش کمحرفترینی
یه جا باید خودت رو از خودت پس بگیری
از این عشقی که تهش، تو میشی تسکینِ هِر دِی
همه جا عشق میگن، اما کسی فکر نمیکنه
که دل هم حدِ داره، مثل شیشه میشکنه
همه جا حرفِ موندن، ولی موقعِ عمل
همه چیز، شبیهِ یه بازیِ “Arcade” میگذره
من دیگه رو خودم قمار نمیکنم این بار
نمیدم قلبم رو دستِ هر آدمِ بیکار
محبتی که بیجواب موند، باید دفنش کنم
نه که هر لحظه، دوباره، برم از اول تکرار
باید یاد بگیرم با دلم راه نیام اینقدر
تو بلد نیستی ببینی کِی باید رد شی
تو فقط میری بشی زخمی، غریبه، بیوطنه
عشق اگه فقط درد و فرسودگی بیاره
بیشتر شبیه یه باتلاقه تا یه نجات
یه جایی بعدِ این همه تحمل و شکستن
منطق میگه: «برگرد! این راه دیگه راه نجاتت نیست، فقط عادت شده برات»
همه ارزشِ بودن تو رو ندارن، واقعاً
بعضیا فقط بلدن خستگی رو زیاد کنن
دلی که هر بار، تیکهتیکهت میکنه آخر
نمیارزه براش هر شب خودت رو باد کنی
بذار این بار بهجای جنگ، تو با قلبت
یه قراردادِ صلحِ سفت و محکم امضا کنی
قول بده از این به بعد، اول خودت باشی
نباید واسه کسی، ارزشِ خودت رو ارزون حراج کنی
مرسی از کاوایی چان به خاطر ویدیو :
https://www.namasha.com/channel7253080214
نظرات (۳۹)