_

ᴀᴛꜱᴜʜɪ
ᴀᴛꜱᴜʜɪ

_همیشه از سلام ها میترسیدم.
از دیدار ها میترسیدم.
از وجود زندگی جدیدی در زندگی خودم میترسیدم.
همه سلام ها یک خداحافظی در پی داشت و
تمام زندگی های شیرین با مرگ و دلتنگی وحشتناکی پایان میافت.
پس بهتر بود از همون ابتدا هیچ خاطره ای نسازم که با از دست دادن نقش اول خاطرات، نابود بشم...!

نظرات (۵۳)

Loading...

توضیحات

_

۲۲ لایک
۵۳ نظر

_همیشه از سلام ها میترسیدم.
از دیدار ها میترسیدم.
از وجود زندگی جدیدی در زندگی خودم میترسیدم.
همه سلام ها یک خداحافظی در پی داشت و
تمام زندگی های شیرین با مرگ و دلتنگی وحشتناکی پایان میافت.
پس بهتر بود از همون ابتدا هیچ خاطره ای نسازم که با از دست دادن نقش اول خاطرات، نابود بشم...!