اسپویل سریال تیغه بهار - ترجمه در کپشن
ولم کن، جلو نیا! هرکی نزدیک بشه، خودم حسابشو میرسم!
: فرمانده، واقعاً بهش فکر کردی؟
: شن رون... من پشیمون نیستم.
៹ خانوادهی هو میخوان «شی چینگیوان» رو زن دوم کنن و تحقیرش میکنن. «شن رون» که باخبر میشه، فوری میرسه، زانو میزنه و از چینگیوان خواستگاری میکنه تا همسر اصلیش بشه. بعد هم میگه: «میخواید آدم منو اذیت کنید، از من اجازه گرفتید؟» انگار این لحن مهربون فقط برای چینگیوانه.
نظرات (۸)