کپشننننن
بابام داشت میگفت ج.ن.گ میشه مامانم گفت نه جمع کنیم بریم همون خونه غرب راحت تریم بعد شاید باورتون نشه من داشتم وسیله های ضروری که اورده بودم آماده میکردم که برگردیم الان دوباره موندگار شدیم اههههه
بابام داشت میگفت ج.ن.گ میشه مامانم گفت نه جمع کنیم بریم همون خونه غرب راحت تریم بعد شاید باورتون نشه من داشتم وسیله های ضروری که اورده بودم آماده میکردم که برگردیم الان دوباره موندگار شدیم اههههه
نظرات (۱۲)