انقلابی، نه سیاهیِ لشکر

محمدحسین ناصری
محمدحسین ناصری

چه شد که «گناهِ مذاکره»، در چشمِ عده‌ای از برادران و خواهرانِ ما، تبدیل به یک میدانِ مبارزه، جهاد و مقاومت شده است؟ نکند خدای ناکرده اسیر «دوگانۀ موهوم جنگ یا مذاکره» (به نقل از امام سیدمجتبی) شده‌اند؟ باز گردیم به سال 72 و سخنان امام شهیدمان:

«گاهى زمزمه میکنند که اینها چرا مذاکره نمیکنند با آمریکا [...] من دارم حالا این را عرض میکنم و این، نظر بنده است؛ بنده معتقدم براى رایج کردن یک گناه در عمل، یکى از راهها این است که آن گناه را در زبانها رایج کنند؛ این‌قدر بگویند که قبحش از بین برود. شما ببینید این قضیّه‌ى فلسطین را و این سرنوشت شومى را که بعضى از فلسطینی‌ها براى خودشان و براى ملّت فلسطین قبول کردند (ماجرای کمپ دیوید) [...] مذاکره‌ى با ظالم این است که بگویند فلان‌فلان شده، چرا این‌قدر ظلم میکنى؛ مذاکره یعنى این؛ وَالّا مذاکره‌ى دوستانه که بروند و بگویند و بخندند و او یک چیزى بگوید و این یک چیزى بگوید و بعد چانه بزنند، با غاصب که دیگر این حرفها را نداریم. کسى تشر نزد به آن کسانى که مدام اسم مذاکره‌ى با اسرائیل را آوردند و آوردند و آوردند، تا عیبش و قبحش از بین رفت در نظرها و آخرش رسید به این روز تلخ و سیاه. نکند کسانى که مرتّب اسم مذاکره را اینجا و آنجا می‌آورند در داخل ملّت ایران، قصدشان اینها باشد؟ [...] ملّت ایران یک ملّتى است که احتیاج ندارد به مذاکره و مراوده و ارتباط با دشمن مستکبر. مگر شما ضعیفید؟ مگر ملّت ایران ملّت کوچکى است؟ [...] بعضى از این آدمهاى ساده‌لوحِ ضعیف‌النّفس هم همینها را تکرار میکنند که آقا، پدر ملّت ایران را درمى‌آورند؛ غلط میکنند! مگر میتوانند پدر ملّت ایران را دربیاورند؟ اینها کسانى هستند که ملّت ایران پدرشان را درآورده. پس بنابراین نمیتوانند؛ ضعف دارند و آن‌چنان قدرت ندارند. البتّه شرطش این است که ملّت ایران همینجور که بحمدالله تا امروز در صحنه بوده در صحنه باشد؛ شرطش این است که خنّاسها و وسواسها نیفتند بین مردم و دل مردم را خالى کنند» (آبان هفتاد و دو)

آیا خطای محاسباتیِ این برادران و خواهرانِ ما ناشی از (به قول امام شهیدمان) «عوام بودن» است؟ آیا (به قول شهید بهشتی) «حزب‌اللهیِ ناب و خالص» نیستند؟ جواب هرچه باشد، به آنان می‌گوییم: اتقوا مواضع التُهم.

نظرات

نماد کانال
نظری برای نمایش وجود ندارد.

توضیحات

انقلابی، نه سیاهیِ لشکر

۰ لایک
۰ نظر

چه شد که «گناهِ مذاکره»، در چشمِ عده‌ای از برادران و خواهرانِ ما، تبدیل به یک میدانِ مبارزه، جهاد و مقاومت شده است؟ نکند خدای ناکرده اسیر «دوگانۀ موهوم جنگ یا مذاکره» (به نقل از امام سیدمجتبی) شده‌اند؟ باز گردیم به سال 72 و سخنان امام شهیدمان:

«گاهى زمزمه میکنند که اینها چرا مذاکره نمیکنند با آمریکا [...] من دارم حالا این را عرض میکنم و این، نظر بنده است؛ بنده معتقدم براى رایج کردن یک گناه در عمل، یکى از راهها این است که آن گناه را در زبانها رایج کنند؛ این‌قدر بگویند که قبحش از بین برود. شما ببینید این قضیّه‌ى فلسطین را و این سرنوشت شومى را که بعضى از فلسطینی‌ها براى خودشان و براى ملّت فلسطین قبول کردند (ماجرای کمپ دیوید) [...] مذاکره‌ى با ظالم این است که بگویند فلان‌فلان شده، چرا این‌قدر ظلم میکنى؛ مذاکره یعنى این؛ وَالّا مذاکره‌ى دوستانه که بروند و بگویند و بخندند و او یک چیزى بگوید و این یک چیزى بگوید و بعد چانه بزنند، با غاصب که دیگر این حرفها را نداریم. کسى تشر نزد به آن کسانى که مدام اسم مذاکره‌ى با اسرائیل را آوردند و آوردند و آوردند، تا عیبش و قبحش از بین رفت در نظرها و آخرش رسید به این روز تلخ و سیاه. نکند کسانى که مرتّب اسم مذاکره را اینجا و آنجا می‌آورند در داخل ملّت ایران، قصدشان اینها باشد؟ [...] ملّت ایران یک ملّتى است که احتیاج ندارد به مذاکره و مراوده و ارتباط با دشمن مستکبر. مگر شما ضعیفید؟ مگر ملّت ایران ملّت کوچکى است؟ [...] بعضى از این آدمهاى ساده‌لوحِ ضعیف‌النّفس هم همینها را تکرار میکنند که آقا، پدر ملّت ایران را درمى‌آورند؛ غلط میکنند! مگر میتوانند پدر ملّت ایران را دربیاورند؟ اینها کسانى هستند که ملّت ایران پدرشان را درآورده. پس بنابراین نمیتوانند؛ ضعف دارند و آن‌چنان قدرت ندارند. البتّه شرطش این است که ملّت ایران همینجور که بحمدالله تا امروز در صحنه بوده در صحنه باشد؛ شرطش این است که خنّاسها و وسواسها نیفتند بین مردم و دل مردم را خالى کنند» (آبان هفتاد و دو)

آیا خطای محاسباتیِ این برادران و خواهرانِ ما ناشی از (به قول امام شهیدمان) «عوام بودن» است؟ آیا (به قول شهید بهشتی) «حزب‌اللهیِ ناب و خالص» نیستند؟ جواب هرچه باشد، به آنان می‌گوییم: اتقوا مواضع التُهم.

اخبار و سیاست