قسمت ۵ داستان (نگاه تو) کپ
مکان:آپارتمان مدرن و مینیمال جونگوون در سئول(شب).
زمان:ساعتی پس از ترک کافه.
صحنه ۱_سکوت پس از طوفان
جونگوون در آپارتمانش ایستاده است .ور شهر از پنجره های بزرگ به داخل میتابد.ما او هیچکدام را نمیبیند.او تنها یک چیز را میبیند:یزدان کافه و فاصله یه چند میلی متری دست هایشان.او آرامی دست هایش را به سمت همان نقطه ای میبرد که دست هانا روی میز بود.
(مونولوگ درونی جونگوون):صدای هانا در ذهن او تکرار میشود:«...عواقبش را بپزیر.»
این جمله ی هانا تقریبا از بعد ترک کردن کافه چندین بار ذر ذهن جونگوون تکرار شده بود.
او به یا می آورد که هانا را نه فقط به عنوان خواهر،نه به عنوان معشوقه،بلکه به عنوان نیمه ی دیگر وجودش میدیده.
تنها کسی که میتوانست گرمای وجودش او را جذب کند بدون اینکه بسوزد.
جونگوون:«فقط یه بار،فقط یه بار میخوام آن قانون شکسته بشه.میخوام تمام این انرژی ۵۰۰ سال حبس را آزاد کنم و فقط در آغوش تو... باشم.اگر قرار است پایان دنیا باشد، بگذار با لمس تو آغاز شود. »
صحنه ۳_تلاش برای تماس
او به ساعت نگاه میکند.زمان آن فرا رسیده است.او باید به هانا نشان که آماده پذیرش عواقب است.
تصمیم نهایی:او تلفنش را برمیدارد.به جای تماس یک پیام کوتاه آماده میکند.
پیامی که در درخواست ملاقات،بلکه آمادگی اوست.
متن پیام:
« من عواقب را میپذیرم.نگران من
نباش.نگران ما باش.»
او پیام را ارسال نمیکند. او آن را نگه میدارد،گویی ارسال آن، فعال سازی موشک است.
نفس عمیق.
قسمت ۵_نگاه تو
نظرات