ــ رام شــده ــ
جگوار بزرگ خرخری کرد و خرگوشک را نوازش کرد
+زود بزرگ شدی بچه
خرگوشک با آن تیله های سیاه به جگوار نگاه کرد و گفت
-من بزرگ شدم یعنی میخوای بری؟
جگوار بچه خرگوش را بوسید و گفت
+اون موقعی که پیدات کردم تازه بدنیا اومده بودی،با اینکه من یه جگوارم ولی پیش خودم بزرگ کردمت و نزاشتم اسیبی ببینی حالا انتظار داری ولت کنم؟
خرگوشک فکری کرد و گفت
+اونیکس من حس میکنم دوست دارم ولی اخه چطور یه خرگوش عاشق یه جگوار میشه؟
جگوار خنده ای کرد و گفت
-کِی کِی!گاهی اوقات قانون ها نقض میشن درسته نمیتونیم باهم باشیم اما یادت رفته قول دادم تا تهش کنارت باشم؟
چشمان سیاه تیله ای خرگوشک برقی زد و اونیکس؛که جگوارش است را بوسید..
__از جگوار(اونیکس) به خرگوشک(کِی کِی)؛9 آبـان 1404
https://www.namasha.com/Rashel
نظرات (۳)