Part:3 عشق پس از زندگی
فلیگس: منظورم اینه که امروز دست تو دست بودیم همه درموردمون فکر بد میکنن
آلیس: اوکی مشکلی ندارم
فلیکس:(چه زود قبول کزد)
(آلیس یادش نمیاد ولی در زمان حال عاشق فلیکسه)
لوکا: رئیس کار کارلوس بود میخواست از شما انتقام بگیره
نظر نویسنده:(ای من خارتو گاییدم اخه تو زندگی قبلی هم نذاشتی به هم برسن الانم جررررت میدم
کصکش )
آلیس : همون عوضیه
لوکا: اره
فلیکس: کادوی قشنگی بهش دارم
آلیس: رئس درمورد ازدواج چیکار کنیم
فلیکس: ۲ روز بعد نامزد میکنیم و حساب اون عوضی رو میگیرم
آلیس: باشه من برم
فلیکس: نه خطرناکه
آلیس: اوه
فلیکس: برو تو اتاق مهمان بخواب
آلیس: مزاحم نشم
فلیکس: نمیشی(از خداشه)
فلیکس:(ملکه ی من قرار بود پادشاه خونت بشم حتی الان منو به یاد نمیاری همش از دست اون عوضیه قراره بکشمش اگه اون نبود الان خدشبخت بودیم و تو ۲۰۲۶ نبودیم )(با گریه و اصبانیت)
۴ صبح :
فلیکس: رفته اب بخوره که میبینه ...
آلیس: ترکم نکن ترکم نکن ....
قلیکس: پس اونم اون هوابارو میبینه چرا گریه و عرق کرده
فلیکس ارومش کرد عرق های آلیس رو پاک کرد ولی اونجا خوابش برد
صبح:
آلیس: باز دوباره دیدم خواب رو رئیس اینجا چیکار میکنه ؟نکنه
گزارش ممنوع
نظرات (۱۲)