عزاداری شام عاشورا 1405 هیأت رایة‌العباس - حاج محمود کریمی - حضرت رقیه(س)

۰ نظر
گزارش تخلف
علی پیام
علی پیام

ای جان! رقیّه
مگرکه عموی تو مرده؟! این‌چنین تشنه رفتی‌ از هوش
ای جان! رقیّه
بده مشک خالی و به عموت و یادم تو را فراموش
نگات از خیمه؛ دعات از خیمه
بهم جون میده، صدات از خیمه

می‌روم با چشم خون‌بار
اهل حرم، دعا کنید؛ رفت علم‌دار

ای جان! رقیّه
دعا کن با لب‌های خشک و تشنه تا علقمه برایم
ای جان! رقیّه
ببین می‌رسد مدد با دعایت از فاطمه برایم

اگر دیر کردم، بگو یازهرا
اگر تیر خوردم، بگو یازهرا

وای اگر تیر خورد به بالم
مشکم اگر پاره شد، وای به حالم

ای وای! خدایا
رقیّه به خیمه‌ها چشم‌به‌راه من، منتظر نشسته
ای وای! خدایا
که افتاده سقّا با مشک پاره و با سر شکسته

حسین‌جان! قولم نرفت از یادم
ولی با مشکم به خاک افتادم

فرق دوتا شد؛ کوه، فرو ریخت
از دل مشک بر زمین، آبرو ریخت

نظرات

نماد کانال
نظری برای نمایش وجود ندارد.

توضیحات

عزاداری شام عاشورا 1405 هیأت رایة‌العباس - حاج محمود کریمی - حضرت رقیه(س)

۱ لایک
۰ نظر

ای جان! رقیّه
مگرکه عموی تو مرده؟! این‌چنین تشنه رفتی‌ از هوش
ای جان! رقیّه
بده مشک خالی و به عموت و یادم تو را فراموش
نگات از خیمه؛ دعات از خیمه
بهم جون میده، صدات از خیمه

می‌روم با چشم خون‌بار
اهل حرم، دعا کنید؛ رفت علم‌دار

ای جان! رقیّه
دعا کن با لب‌های خشک و تشنه تا علقمه برایم
ای جان! رقیّه
ببین می‌رسد مدد با دعایت از فاطمه برایم

اگر دیر کردم، بگو یازهرا
اگر تیر خوردم، بگو یازهرا

وای اگر تیر خورد به بالم
مشکم اگر پاره شد، وای به حالم

ای وای! خدایا
رقیّه به خیمه‌ها چشم‌به‌راه من، منتظر نشسته
ای وای! خدایا
که افتاده سقّا با مشک پاره و با سر شکسته

حسین‌جان! قولم نرفت از یادم
ولی با مشکم به خاک افتادم

فرق دوتا شد؛ کوه، فرو ریخت
از دل مشک بر زمین، آبرو ریخت

مذهبی