میکس عاشقانه

۰ نظر گزارش تخلف
رهگذر
رهگذر

"در سوگ زمین"

چو شمع گداخته، بسوزد دل ز فراق یار
ولی چه سود؟ که ویرانه شد این حصار

در ژرفای شب زمستان، آمد گرگی رهگذر
ز نهادِ خاموشی سر داد، زوزه‌ای مرگ بار

زمین ز غم آه او، چنان به خون گشت تر
که دریا بشد سرخ، همچو چشمانی افگار

مه گشت تباه، مهر گویی به رنگ خاکستر
ستارگان در هم شکستند، به سان ابر غبار

جهان نوای ماتم بنواخت ز این باد سحر
کز آن بماند، تنها نغمه ای ز معشوق یادگار

نظرات

نماد کانال
نظری برای نمایش وجود ندارد.

توضیحات

میکس عاشقانه

۲ لایک
۰ نظر

"در سوگ زمین"

چو شمع گداخته، بسوزد دل ز فراق یار
ولی چه سود؟ که ویرانه شد این حصار

در ژرفای شب زمستان، آمد گرگی رهگذر
ز نهادِ خاموشی سر داد، زوزه‌ای مرگ بار

زمین ز غم آه او، چنان به خون گشت تر
که دریا بشد سرخ، همچو چشمانی افگار

مه گشت تباه، مهر گویی به رنگ خاکستر
ستارگان در هم شکستند، به سان ابر غبار

جهان نوای ماتم بنواخت ز این باد سحر
کز آن بماند، تنها نغمه ای ز معشوق یادگار