موتورسوار متخلف به پلیس‌راهور: با مردن مشکلی ندارم!

TeleTish
کانال تایید شده TeleTish

پیش کشیدن ماجرای «مکانیسم ماشه» یک بهانه است، همان‌طور که در این سال‌ها «شرایط اقتصادی» هم تنها توجیهی غیرمنطقی برای قانون‌شکنی بوده.
جامعه موتورسواران متخلف را ثروتمندان، بازاری‌ها و کارمندان و دلال‌هایی تشکیل داده‌اند که می‌خواهند زودتر به مقصد برسند، اما برای مظلوم‌نمایی و فریب افکار عمومی همیشه پشت «قشر آسیب‌پذیر» سنگر گرفته‌اند تا دیده نشوند.
اگر دلار همین امروز هزار تومان شود، باز هم موتورسواران متخلفی را خواهیم دید که جان خودشان و بقیه شهروندان را به خطر می‌اندازند.
هیچ‌یک از رفتارهای اجتماعی ما منطقی نیست، استدلال‌هایمان با عقل جور در نمی‌آید و مجلس هم قصد ندارد با تشدید جرایم و باز کردن دست پلیس‌راهور، مقابل متخلفان بایستد.
کدام نهاد و ارگان و قوه پیدا می‌شود که بتواند با اطمینان بگوید، کارکنان و مسؤولانش وقتی پشت موتورسیکلت می‌نشینند قانون‌مند می‌رانند و پلاک وسیله‌نقلیه را مخدوش نکرده‌اند؟
این فقر اقتصادی نیست که معضل تخلف موتورسواران را به بحران اجتماعی تبدیل کرده. سکوت قانون‌گذار و عدم توجه دولت‌ها به فرهنگ ترافیک بوده که باعث شده تا یخچال‌های سازمان پزشکی قانونی در سراسر کشور، از پایتخت و شهرهای بزرگ گرفته تا شهرستان‌های کوچک، حتی یک لحظه هم خالی نباشد و همیشه اجساد قربانیان تصادفات جدید و جدیدتر وارد آن شود.
ما در همه زمینه‌ها از فقر فرهنگی رنج می‌بریم و در حوزه ترافیک به خاطر آن جان می‌بازیم، اما همچنان مجلس اولویت‌های دیگری را برای پیگیری در دستور کار دارد.
ما که همیشه با یک «مقطع حساس کنونی» مواجه بوده‌ایم، امروز هم به بهانه «مقطع فوق‌حساس کنونی» از فکر کردن به واقعیت و پذیرفتن حقیقت سر باز می‌زنیم، چون اصلاح شیوه تفکر و زندگی برایمان صرفه اقتصادی ندارد.

نظرات

در حال حاضر امکان درج نظر برای این ویدیو غیرفعال است.

توضیحات

موتورسوار متخلف به پلیس‌راهور: با مردن مشکلی ندارم!

۰ لایک
۰ نظر

پیش کشیدن ماجرای «مکانیسم ماشه» یک بهانه است، همان‌طور که در این سال‌ها «شرایط اقتصادی» هم تنها توجیهی غیرمنطقی برای قانون‌شکنی بوده.
جامعه موتورسواران متخلف را ثروتمندان، بازاری‌ها و کارمندان و دلال‌هایی تشکیل داده‌اند که می‌خواهند زودتر به مقصد برسند، اما برای مظلوم‌نمایی و فریب افکار عمومی همیشه پشت «قشر آسیب‌پذیر» سنگر گرفته‌اند تا دیده نشوند.
اگر دلار همین امروز هزار تومان شود، باز هم موتورسواران متخلفی را خواهیم دید که جان خودشان و بقیه شهروندان را به خطر می‌اندازند.
هیچ‌یک از رفتارهای اجتماعی ما منطقی نیست، استدلال‌هایمان با عقل جور در نمی‌آید و مجلس هم قصد ندارد با تشدید جرایم و باز کردن دست پلیس‌راهور، مقابل متخلفان بایستد.
کدام نهاد و ارگان و قوه پیدا می‌شود که بتواند با اطمینان بگوید، کارکنان و مسؤولانش وقتی پشت موتورسیکلت می‌نشینند قانون‌مند می‌رانند و پلاک وسیله‌نقلیه را مخدوش نکرده‌اند؟
این فقر اقتصادی نیست که معضل تخلف موتورسواران را به بحران اجتماعی تبدیل کرده. سکوت قانون‌گذار و عدم توجه دولت‌ها به فرهنگ ترافیک بوده که باعث شده تا یخچال‌های سازمان پزشکی قانونی در سراسر کشور، از پایتخت و شهرهای بزرگ گرفته تا شهرستان‌های کوچک، حتی یک لحظه هم خالی نباشد و همیشه اجساد قربانیان تصادفات جدید و جدیدتر وارد آن شود.
ما در همه زمینه‌ها از فقر فرهنگی رنج می‌بریم و در حوزه ترافیک به خاطر آن جان می‌بازیم، اما همچنان مجلس اولویت‌های دیگری را برای پیگیری در دستور کار دارد.
ما که همیشه با یک «مقطع حساس کنونی» مواجه بوده‌ایم، امروز هم به بهانه «مقطع فوق‌حساس کنونی» از فکر کردن به واقعیت و پذیرفتن حقیقت سر باز می‌زنیم، چون اصلاح شیوه تفکر و زندگی برایمان صرفه اقتصادی ندارد.

خودرو و وسایل نقلیه