اسلاید شماره 53 . دختر حاجی الماس . مجموعه روستا نشین .
در روزگاران قدیم ، دختری بود از تبار دور که پدرش در کار الماس و سنگ های قیمتی بود .
سنگ های قیمتی ، سنگ هایی هستند که دارای ارزش معنوی و فوق اقتصادی خاصی بوده و هستند .
دخترک ، به فکر شعر و قصه .
پدر به فکر تجارت .
دخترک عاشق مهمانی و پارتی .
پدر عاشق دور همی اعیانی .
مادر هم هی 24 ساعته جلسه های شورای هماهنگی شهر و روستا .
مادر دخترک حاجی الماس ، ننه خاتون نام داشت .
ننه خاتون زنی بود اهل دیار یا و یی .
جلسات چله نشینی برگزار می کرد .
آن موقع ها دی جی ، شبیه ملیجک بود .
با ساز های مختلف و گروهش ، همه را شاد می کرد .
ملیجک ، درباره ی آن روزگار خود می نویسد : یاد باشد یاد آن دروان که یاد ما دادند و دادیم جشن و مهمانی و پارتی بی ساز و آواز نماند .
ساز و آواز را عده ای گویند که حاجی الماس قبلا در کار ساخت و ساز آن ها بوده است .
عده ای هم گویند مجوز های پارتی را خود پدر ملیجک در آن دوران صادر می کرده است .
ملیجک در مورد دختر حاجی الماس می گوید عده دار بود و عده ی خودش داخل پارتی بودند .
پارتی ، از پارتی های شبانه گرفته تا جلسات معاملات سنگ های تزیینی خاص .
حاجی الماس را در روز خاک سپاری اش به یاد دارم که چگونه عده دخترک به سر و کله خود می کوبیدند .
واقعا پدر معنوی ای بود این حاجی الماس ، پس از آن روز ها از عده شنیدم که حاجی الماس خود به همه اشان کار و ساخت ساز زهی یاد داده است .
پخش تراکت تهران – 09211796125 – رضا علیاری
نظرات