پارت ۵ دلتنگ اژدها به قلم باران

۲۰ نظر گزارش تخلف
.
.

ویو رین :
دست به سینه به دیوار تکیه میدهم لیورا روی تخت می نشیند و
می گوید : چش شدهههههههعه چیکارش کردیییی؟؟ بهم بگو چیکارش کردی زنیکههه
بعد انگار تازه به لباس هایم دقت کرده باشد می گوید : اینا ... چه لباس هایی هستش؟ چرا خز و دامن و ...
می گویم : اول اینکه من زنیکه نیستم اسمم رین هست اگه فراموش کردی دوم اینکه اینا لباس های اهریمنیم هست
لیورا : چه زری میزنی؟ اهریمن ها پشت مرز هستن ژنرال هیسونگ همه رو برگدوند بعد تو بین انسان ها ول میچرخی و دخترش رو می دزدی؟
می گویم : من ندزدیدمشششش اقااااا چی برای خودت میبری و میدوزی من فقط می دونستم اینجاست همیننننن
لیورا : من که شک دارم ... حالا بیا کمکم کن از اینجا ببریمش
می گویم: اگه میخوای بمیره ببرش
لیورا : چی داری میگی؟
می گویم : طلسم شدههههه اگه از اینجا ببریش رشته حیاتش قطع میشه و از دست میره اسکل جون
لیورا : کی این کارو کرده؟ بگو خودم میرم خفه اش میکنم
می گویم : برو با یک چشمک میکشتت نمیخواد قهرمان بازی در بیاری واسمون
لیورا : نمیکشه من ضامن خودم
می گویم : من حریفش نمیشم توی فریبکاری اونوقت تو میخوای بکشیش؟ بیخیال سریع بیا بریم قبل از اینکه سر و کله شون پیدا بشه
لیورا : سر و کله کیا؟
می گویم : دار و دسته اهریمنان سیاه پوش و ارباب مزخرف شون شاهزاده دوم اهریمن
لیورا : کی؟
ناگهان در باز می شود و وارد می شوند. اوه بدبخت شدم

نظرات (۲۰)

Loading...

توضیحات

پارت ۵ دلتنگ اژدها به قلم باران

۱۶ لایک
۲۰ نظر

ویو رین :
دست به سینه به دیوار تکیه میدهم لیورا روی تخت می نشیند و
می گوید : چش شدهههههههعه چیکارش کردیییی؟؟ بهم بگو چیکارش کردی زنیکههه
بعد انگار تازه به لباس هایم دقت کرده باشد می گوید : اینا ... چه لباس هایی هستش؟ چرا خز و دامن و ...
می گویم : اول اینکه من زنیکه نیستم اسمم رین هست اگه فراموش کردی دوم اینکه اینا لباس های اهریمنیم هست
لیورا : چه زری میزنی؟ اهریمن ها پشت مرز هستن ژنرال هیسونگ همه رو برگدوند بعد تو بین انسان ها ول میچرخی و دخترش رو می دزدی؟
می گویم : من ندزدیدمشششش اقااااا چی برای خودت میبری و میدوزی من فقط می دونستم اینجاست همیننننن
لیورا : من که شک دارم ... حالا بیا کمکم کن از اینجا ببریمش
می گویم: اگه میخوای بمیره ببرش
لیورا : چی داری میگی؟
می گویم : طلسم شدههههه اگه از اینجا ببریش رشته حیاتش قطع میشه و از دست میره اسکل جون
لیورا : کی این کارو کرده؟ بگو خودم میرم خفه اش میکنم
می گویم : برو با یک چشمک میکشتت نمیخواد قهرمان بازی در بیاری واسمون
لیورا : نمیکشه من ضامن خودم
می گویم : من حریفش نمیشم توی فریبکاری اونوقت تو میخوای بکشیش؟ بیخیال سریع بیا بریم قبل از اینکه سر و کله شون پیدا بشه
لیورا : سر و کله کیا؟
می گویم : دار و دسته اهریمنان سیاه پوش و ارباب مزخرف شون شاهزاده دوم اهریمن
لیورا : کی؟
ناگهان در باز می شود و وارد می شوند. اوه بدبخت شدم