نیروانا؟داداش؟-کپ
بدون شک داشتن یه خونه درختی مختص،
رویای محقق نشده از بچگی هردومونه .
تیکه نباتی در چایت حل کن و بنوش تا زهرمآر های زندگی ات رآ شتست وشو بدهد..به یاد روز های بچگی دوباره میگویم پیر می شوی ، زیبا و دلبر با گیسوان سپید ..
یک غروبِ جمعه که دلت گرفته ، برای نوه ات داستان دیوانگی های مرا تعریف می کنی ، نوه ات باور نخواهد کرد و فکر می کند تو فقط داری برایش قصه تعریف می کنی ؛ دلت می شکند ، به من فکر می کنی، صورتم یادت نمی آید ، حرفهایم، صدایم . فقط به یاد می اوری که روزی، جایی جوانی بد اخلاق که همه چیز و همه کس را دست مینداخت، از همه و همه متنفر بود که دنیا را بی تو نمی خواست .
(این جانب همیشه عاشق نوشتن برای بچگیهههههههههههه)
نظرات (۳)