تقدیم به شوالیه سیاه سفیدم
اصلا مکالمه های عربی کتابامون منطقی نی...
درس ۵ کتاب من یه دو تا دختره هست امشون ایلار و اسرین عه, ایلار اهل تبریزه و الان تهرانه, اسرین هم اهل سنندجه و الان تهرانه بعد دارن با هم عربی حرف میزنن -ــ-
اخه کدوم باهوشی ک ایرانیه و تو تهرانه عربی حرف میزنه؟....
یا درس بعدیش زنه میزه دکتر چون "احساس سردرد" میکرد, حالا بگیم اوکی بعضیا میرن دکتر برای سردرد ولی وقتی ب دکتره میگی سردرد داری چرا دکتر ازت میپرسه ک ایا دیابت یا فشار خون داری؟... اصلا بگیم باشه اینم پرسیده چون به هم ربط دارن, باید برای جواب بگی اره یا نه ولی این زن اسکله دوباره همون حرفو تکرار میکنه میگه فقط احساس سردرد دارم, داداش این بخدا نپرسیده ک درد دیگه ای داری که میگی "فقط احساس سردرد دارم" بعد این دکتر اسکل میاد برای یه سردرد چسی شربت و قرص مینویسه... بابا برو یه استامینوفن بخور برو پی کارت دیگه...
بعد میخوان ما تو اینده اسکل نباشیم و اینا رو حفظ کنیم... اول برین درست داستان بنویسین بعد بدین ما حفظش کنیم....
TTT^TTT
نظرات (۳۵)